soloed

[ایالات متحده]/ˈsəʊləʊd/
[بریتانیا]/ˈsoʊloʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌تنهایی اجرا شده; تنها
n. قطعه موسیقی که به‌تنهایی اجرا می‌شود
adv. به‌تنهایی
v. به‌تنهایی در موسیقی یا رقص اجرا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

soloed flight

پرواز انفرادی

soloed mission

ماموریت انفرادی

soloed performance

اجرای انفرادی

soloed act

اجا انفرادی

soloed adventure

ماجراجویی انفرادی

soloed project

پروژه انفرادی

soloed effort

تلاش انفرادی

soloed journey

سفر انفرادی

soloed trip

سفر انفرادی

soloed practice

تمرین انفرادی

جملات نمونه

he soloed the entire performance without any help.

او کل اجرا را بدون کمک انجام داد.

she soloed through the difficult piece with confidence.

او با اعتماد به نفس، قطعه دشوار را اجرا کرد.

after years of practice, he finally soloed at the concert.

پس از سال‌ها تمرین، او بالاخره در کنسرت اجرا کرد.

they soloed the project, showcasing their individual skills.

آنها پروژه را به تنهایی انجام دادند و مهارت‌های فردی خود را نشان دادند.

she soloed the hike, enjoying the solitude of nature.

او پیاده‌روی را به تنهایی انجام داد و از تنهایی طبیعت لذت برد.

he soloed the entire flight, proving his piloting skills.

او کل پرواز را انجام داد و مهارت‌های خلبری خود را ثابت کرد.

after months of training, she finally soloed in the competition.

پس از ماه‌ها آموزش، او بالاخره در مسابقه به تنهایی اجرا کرد.

he soloed the last few songs of the show, impressing everyone.

او آخرین آهنگ‌های نمایش را به تنهایی اجرا کرد و همه را تحت تأثیر قرار داد.

she soloed the final exam, achieving the highest score.

او امتحان نهایی را به تنهایی داد و بالاترین نمره را کسب کرد.

he soloed the entire marathon, finishing ahead of the pack.

او کل ماراتن را به تنهایی انجام داد و از همه جلوتر تمام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید