soloed flight
پرواز انفرادی
soloed mission
ماموریت انفرادی
soloed performance
اجرای انفرادی
soloed act
اجا انفرادی
soloed adventure
ماجراجویی انفرادی
soloed project
پروژه انفرادی
soloed effort
تلاش انفرادی
soloed journey
سفر انفرادی
soloed trip
سفر انفرادی
soloed practice
تمرین انفرادی
he soloed the entire performance without any help.
او کل اجرا را بدون کمک انجام داد.
she soloed through the difficult piece with confidence.
او با اعتماد به نفس، قطعه دشوار را اجرا کرد.
after years of practice, he finally soloed at the concert.
پس از سالها تمرین، او بالاخره در کنسرت اجرا کرد.
they soloed the project, showcasing their individual skills.
آنها پروژه را به تنهایی انجام دادند و مهارتهای فردی خود را نشان دادند.
she soloed the hike, enjoying the solitude of nature.
او پیادهروی را به تنهایی انجام داد و از تنهایی طبیعت لذت برد.
he soloed the entire flight, proving his piloting skills.
او کل پرواز را انجام داد و مهارتهای خلبری خود را ثابت کرد.
after months of training, she finally soloed in the competition.
پس از ماهها آموزش، او بالاخره در مسابقه به تنهایی اجرا کرد.
he soloed the last few songs of the show, impressing everyone.
او آخرین آهنگهای نمایش را به تنهایی اجرا کرد و همه را تحت تأثیر قرار داد.
she soloed the final exam, achieving the highest score.
او امتحان نهایی را به تنهایی داد و بالاترین نمره را کسب کرد.
he soloed the entire marathon, finishing ahead of the pack.
او کل ماراتن را به تنهایی انجام داد و از همه جلوتر تمام کرد.
soloed flight
پرواز انفرادی
soloed mission
ماموریت انفرادی
soloed performance
اجرای انفرادی
soloed act
اجا انفرادی
soloed adventure
ماجراجویی انفرادی
soloed project
پروژه انفرادی
soloed effort
تلاش انفرادی
soloed journey
سفر انفرادی
soloed trip
سفر انفرادی
soloed practice
تمرین انفرادی
he soloed the entire performance without any help.
او کل اجرا را بدون کمک انجام داد.
she soloed through the difficult piece with confidence.
او با اعتماد به نفس، قطعه دشوار را اجرا کرد.
after years of practice, he finally soloed at the concert.
پس از سالها تمرین، او بالاخره در کنسرت اجرا کرد.
they soloed the project, showcasing their individual skills.
آنها پروژه را به تنهایی انجام دادند و مهارتهای فردی خود را نشان دادند.
she soloed the hike, enjoying the solitude of nature.
او پیادهروی را به تنهایی انجام داد و از تنهایی طبیعت لذت برد.
he soloed the entire flight, proving his piloting skills.
او کل پرواز را انجام داد و مهارتهای خلبری خود را ثابت کرد.
after months of training, she finally soloed in the competition.
پس از ماهها آموزش، او بالاخره در مسابقه به تنهایی اجرا کرد.
he soloed the last few songs of the show, impressing everyone.
او آخرین آهنگهای نمایش را به تنهایی اجرا کرد و همه را تحت تأثیر قرار داد.
she soloed the final exam, achieving the highest score.
او امتحان نهایی را به تنهایی داد و بالاترین نمره را کسب کرد.
he soloed the entire marathon, finishing ahead of the pack.
او کل ماراتن را به تنهایی انجام داد و از همه جلوتر تمام کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید