sombrenesses

[ایالات متحده]/['sɔmbə.nəsɪz]/
[بریتانیا]/['sɑm.bər.nɛs.ɪz]/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت غمگینی

عبارات و ترکیب‌ها

deep sombrenesses

سایه‌های عمیق

unspoken sombrenesses

سایه‌های بیان نشده

hidden sombrenesses

سایه‌های پنهان

quiet sombrenesses

سایه‌های آرام

lingering sombrenesses

سایه‌های ماندگار

overwhelming sombrenesses

سایه‌های طاقت‌فرسا

profound sombrenesses

سایه‌های عمیق و ریشه‌دار

subtle sombrenesses

سایه‌های ظریف

unsettling sombrenesses

سایه‌های آزاردهنده

fleeting sombrenesses

سایه‌های گذرا

جملات نمونه

her sombrenesses often overshadow her happiness.

غم‌گینى‌های او اغلب شادی او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

the sombrenesses of winter can be quite depressing.

غم‌گینى‌های زمستان می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد.

his sombrenesses reflect his troubled past.

غم‌گینى‌های او بازتابى از گذشته‌ی آشفته‌اش است.

she spoke about her sombrenesses with a heavy heart.

او با قلبى سنگین درباره‌ی غم‌گینى‌هایش صحبت کرد.

the sombrenesses of the scene were palpable.

غم‌گینى صحنه محسوس بود.

he tried to hide his sombrenesses behind a smile.

او تلاش کرد غم‌گینى‌هایش را پشت یک لبخند پنهان کند.

despite her sombrenesses, she remained hopeful.

با وجود غم‌گینى‌هایش، او همچنان امیدوار ماند.

the sombrenesses of the painting evoke deep emotions.

غم‌گینى‌های نقاشی احساسات عمیقى را برانگیزند.

his poetry often explores themes of sombrenesses and despair.

شعر او اغلب مضامین غم‌گینى و ناامیدى را مورد کاوش قرار می‌دهد.

in moments of sombrenesses, she finds solace in music.

در لحظات غم‌گینى، او آرامش را در موسیقی مى‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید