backward somersaults
قوزکهای پشتی
forward somersaults
قوزکهای جلو
double somersaults
قوزکهای دوتایی
triple somersaults
قوزکهای سهگانه
somersaults practice
تمرین قوزک
somersaults skills
مهارتهای قوزک
perfect somersaults
قوزکهای بینقص
somersaults competition
مسابقه قوزک
somersaults routine
برنامه قوزک
somersaults landing
فرود قوزک
the gymnast performed amazing somersaults during the competition.
بازیکن ژیمناستیک حرکات نمایشی فوقالعادهای را در طول مسابقه انجام داد.
children love to do somersaults in the park.
بچه ها عاشق انجام صمیمی در پارک هستند.
he did somersaults in the air before landing safely.
او قبل از فرود ایمن، صمیمی در هوا انجام داد.
she taught her dog to do somersaults for treats.
او به سگش آموزش داد که برای تشویق صمیمی انجام دهد.
during the circus show, the acrobat did multiple somersaults.
در طول نمایش سیرک، آکروبات صمیمی های متعددی انجام داد.
learning to do somersaults takes practice and patience.
یادگیری انجام صمیمی نیاز به تمرین و صبر دارد.
he was so happy that he did somersaults on the grass.
او آنقدر خوشحال بود که روی چمن صمیمی انجام داد.
she showed off her somersaults to her friends.
او صمیمی های خود را به دوستانش نشان داد.
performing somersaults can improve your flexibility.
انجام صمیمی می تواند انعطاف پذیری شما را بهبود بخشد.
he watched videos of athletes doing somersaults for inspiration.
او فیلم هایی از ورزشکارانی که برای الهام صمیمی انجام می دهند تماشا کرد.
backward somersaults
قوزکهای پشتی
forward somersaults
قوزکهای جلو
double somersaults
قوزکهای دوتایی
triple somersaults
قوزکهای سهگانه
somersaults practice
تمرین قوزک
somersaults skills
مهارتهای قوزک
perfect somersaults
قوزکهای بینقص
somersaults competition
مسابقه قوزک
somersaults routine
برنامه قوزک
somersaults landing
فرود قوزک
the gymnast performed amazing somersaults during the competition.
بازیکن ژیمناستیک حرکات نمایشی فوقالعادهای را در طول مسابقه انجام داد.
children love to do somersaults in the park.
بچه ها عاشق انجام صمیمی در پارک هستند.
he did somersaults in the air before landing safely.
او قبل از فرود ایمن، صمیمی در هوا انجام داد.
she taught her dog to do somersaults for treats.
او به سگش آموزش داد که برای تشویق صمیمی انجام دهد.
during the circus show, the acrobat did multiple somersaults.
در طول نمایش سیرک، آکروبات صمیمی های متعددی انجام داد.
learning to do somersaults takes practice and patience.
یادگیری انجام صمیمی نیاز به تمرین و صبر دارد.
he was so happy that he did somersaults on the grass.
او آنقدر خوشحال بود که روی چمن صمیمی انجام داد.
she showed off her somersaults to her friends.
او صمیمی های خود را به دوستانش نشان داد.
performing somersaults can improve your flexibility.
انجام صمیمی می تواند انعطاف پذیری شما را بهبود بخشد.
he watched videos of athletes doing somersaults for inspiration.
او فیلم هایی از ورزشکارانی که برای الهام صمیمی انجام می دهند تماشا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید