sommeliers

[ایالات متحده]/sɒ'meljeɪ/
[بریتانیا]/ˌsəməl'je/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سرپرست شراب در یک رستوران

جملات نمونه

The sommelier recommended a bottle of red wine to pair with the steak.

سوملیه یک бутылка شراب قرمز را برای همراهی با استیک توصیه کرد.

As a sommelier, he has a deep knowledge of different grape varieties.

همانطور که یک سوملیه است، او دانش عمیقی از انواع مختلف انگور دارد.

She consulted the sommelier to help her choose a wine for the dinner party.

او برای کمک به انتخاب شراب برای مهمانی شام با سوملیه مشورت کرد.

The sommelier decanted the aged wine to allow it to breathe before serving.

سوملیه شراب کهنه را قبل از سرویس کردن برای اینکه اجازه بگیرد باز کرد.

The sommelier's expertise in wine pairing impressed the guests at the restaurant.

تخصص سوملیه در تطبیق شراب مهمانان را در رستوران تحت تاثیر قرار داد.

He trained for years to become a certified sommelier.

او سالها آموزش دید تا به یک سوملیه دارای گواهینامه تبدیل شود.

The sommelier's palate is finely tuned to detect subtle flavors in wine.

حس چشه‌ای سوملیه به خوبی برای تشخیص طعم‌های ظریف در شراب تنظیم شده است.

The sommelier suggested a sparkling wine as a refreshing aperitif.

سوملیه یک شراب گازدار را به عنوان یک نوشیدنی قبل از غذا خنک پیشنهاد کرد.

She hired a sommelier for her wedding to curate a selection of fine wines.

او برای انتخاب مجموعه‌ای از شراب‌های خوب، یک سوملیه برای عروسی خود استخدام کرد.

The sommelier's wine list featured rare vintages from around the world.

لیست شراب سوملیه شامل انواع کمیاب از سراسر جهان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید