somniloquy

[ایالات متحده]/ˌsɒmnˈlɒk.wi/
[بریتانیا]/ˌsɑːmˈnɪl.ə.kwɪ/

ترجمه

n. عمل صحبت کردن در خواب؛ گفتار در حین خواب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

somniloquy expert

متخصص خوابگویی

somniloquy analysis

تجزیه و تحلیل خوابگویی

somniloquy phenomenon

پدیده خوابگویی

somniloquy behavior

رفتار خوابگویی

somniloquy occurrence

وقوع خوابگویی

somniloquy research

تحقیقات خوابگویی

somniloquy disorder

اختلال خوابگویی

somniloquy episodes

حالات خوابگویی

somniloquy insights

بینش‌های خوابگویی

somniloquy symptoms

علائم خوابگویی

جملات نمونه

his somniloquy often reveals his hidden fears.

خواب‌گویی او اغلب ترس‌های پنهانش را آشکار می‌کند.

during her somniloquy, she mentioned places she had never visited.

در طول خواب‌گویی‌اش، مکان‌هایی را که هرگز ندیده بود نام برد.

somniloquy can be a sign of stress or anxiety.

خواب‌گویی می‌تواند نشانه‌ای از استرس یا اضطراب باشد.

he recorded his somniloquy to analyze his dreams later.

او خواب‌گویی خود را ضبط کرد تا بعداً رویاهایش را تجزیه و تحلیل کند.

her somniloquy sometimes includes conversations with imaginary friends.

خواب‌گویی او گاهی شامل گفتگو با دوستان خیالی می‌شود.

people often laugh about his somniloquy, but it's a serious condition.

مردم اغلب در مورد خواب‌گویی او می‌خندند، اما یک وضعیت جدی است.

he was embarrassed to learn about his somniloquy from his roommate.

او از اینکه از هم‌اتاقش در مورد خواب‌گویی‌اش باخبر شد خجالت کشید.

doctors say somniloquy is usually harmless.

پزشکان می‌گویند خواب‌گویی معمولاً بی‌خطر است.

she found it amusing that her partner's somniloquy included her name.

او فکر کرد که خنده‌دار است که خواب‌گویی شریکش شامل نام او می‌شد.

understanding somniloquy can help in addressing sleep disorders.

درک خواب‌گویی می‌تواند به رفع اختلالات خواب کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید