soupspoon

[ایالات متحده]/ˈsuːpˌspuːn/
[بریتانیا]/ˈsuːpˌspuːn/

ترجمه

n. قاشق بزرگ استفاده شده برای سرو سوپ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

soupspoon size

اندازه قاشق سوپ

soupspoon handle

دسته قاشق سوپ

soupspoon measurement

اندازه گیری قاشق سوپ

soupspoon set

ست قاشق سوپ

soupspoon bowl

کاسه قاشق سوپ

soupspoon design

طراحی قاشق سوپ

soupspoon collection

کلکسیون قاشق سوپ

soupspoon style

سبک قاشق سوپ

soupspoon material

جنس قاشق سوپ

soupspoon usage

استفاده از قاشق سوپ

جملات نمونه

she served the soup with a large soupspoon.

او سوپ را با یک قاشق سوپ بزرگ سرو کرد.

he used a soupspoon to eat his cereal.

او برای خوردن غلات خود از یک قاشق سوپ استفاده کرد.

can you pass me the soupspoon, please?

می‌توانید لطفاً قاشق سوپ را به من بدهید؟

we need a soupspoon for the stew.

ما برای خورش به یک قاشق سوپ نیاز داریم.

she filled her bowls with soup using a soupspoon.

او با استفاده از یک قاشق سوپ، کاسه‌های خود را با سوپ پر کرد.

the recipe calls for a soupspoon of sugar.

دستور غذا نیاز به یک قاشق سوپ شکر دارد.

he accidentally dropped the soupspoon on the floor.

او به طور تصادفی قاشق سوپ را روی زمین انداخت.

after dinner, i washed the soupspoon with the rest of the dishes.

بعد از شام، من قاشق سوپ را با سایر ظروف شستم.

she prefers using a soupspoon over a regular spoon.

او ترجیح می‌دهد از یک قاشق سوپ به جای یک قاشق معمولی استفاده کند.

the child learned to eat soup with a soupspoon.

کودک یاد گرفت که با یک قاشق سوپ سوپ بخورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید