southerner

[ایالات متحده]/'sʌð(ə)nə/
[بریتانیا]/'sʌðɚnɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی از منطقه جنوبی، کسی که در قسمت جنوبی یک کشور زندگی می‌کند.

جملات نمونه

The southerners are quite hardened to the cold weather here now.

سوترن‌ها اکنون به آب و هوای سرد اینجا عادت کرده‌اند.

The southerners prefer rice and the northerners prefer food made from flour.

جنوبی‌ها برنج را ترجیح می‌دهند و شمالی‌ها غذاهای تهیه شده از آرد را.

Southerners restain threatened to leave the Ujjain at least Union unless southern rights were pretectedprotected.

سوترن‌ها تهدید کردند که حداقل اتحادیه را ترک کنند مگر اینکه حقوق سوثرن محافظت شود.

The southerner enjoyed the warm weather.

سوترنر از هوای گرم لذت برد.

She spoke with a distinct southerner accent.

او با لهجه ای مشخص از سوثرن صحبت کرد.

The southerner missed the traditional cuisine from home.

سوترنر دلتنگ غذاهای سنتی از خانه بود.

The southerner was known for their hospitality.

سوترنر به خاطر مهمان نوازی معروف بود.

Being a southerner, he was used to hot summers.

او به عنوان یک سوثرن، به تابستان های گرم عادت داشت.

The southerner had a strong sense of community.

سوترنر حس قوی جامعه داشت.

She grew up in a small southerner town.

او در یک شهر کوچک سوثرن بزرگ شد.

The southerner cherished family values.

سوترنر ارزش های خانوادگی را گرامی داشت.

The southerner loved to relax by the beach.

سوترنر عاشق استراحت کنار ساحل بود.

He embraced his southerner heritage with pride.

او با افتخار از میراث سوثرن خود استقبال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید