sowbelly

[ایالات متحده]/ˈsaʊˌbɛli/
[بریتانیا]/ˈsaʊˌbɛli/

ترجمه

n. شکم خوک درمان شده; شکم خوک برای پخت و پز
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sowbelly meat

گوشت سوولبی

sowbelly bacon

بیکن سوولبی

sowbelly stew

خورش سوولبی

sowbelly dish

غذا با سوولبی

sowbelly recipe

دستور العمل سوولبی

sowbelly sandwich

ساندویچ سوولبی

sowbelly flavor

طعم سوولبی

sowbelly slice

اسلایس سوولبی

sowbelly sauce

سس سوولبی

sowbelly platter

مشکک سوولبی

جملات نمونه

the chef prepared a delicious sowbelly dish for the guests.

سرآشپز یک غذای خوشمزه با گوشت دنده خوک برای مهمانان آماده کرد.

in the market, they sell fresh sowbelly every weekend.

در بازار، آنها هر آخر هفته گوشت دنده خوک تازه می‌فروشند.

he prefers sowbelly over other cuts of meat.

او ترجیح می‌دهد گوشت دنده خوک را نسبت به برش‌های دیگر گوشت.

we enjoyed a traditional meal featuring sowbelly and vegetables.

ما از یک وعده غذایی سنتی با گوشت دنده خوک و سبزیجات لذت بردیم.

she learned how to cook sowbelly from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه گوشت دنده خوک را از مادربزرگش بپزد.

the restaurant is famous for its spicy sowbelly stew.

رستوران به خاطر غذای گوشت دنده خوک تندش مشهور است.

they served sowbelly as part of the buffet selection.

آنها گوشت دنده خوک را به عنوان بخشی از انتخاب منوی غذا سرو کردند.

many cultures have unique ways to prepare sowbelly.

فرهنگ‌های زیادی روش‌های منحصربه‌فردی برای تهیه گوشت دنده خوک دارند.

he bought a large piece of sowbelly for the barbecue.

او یک تکه بزرگ گوشت دنده خوک برای باربیکیو خرید.

after marinating, the sowbelly was incredibly tender.

پس از مزه‌دار کردن، گوشت دنده خوک فوق‌العاده ترد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید