spaceflight

[ایالات متحده]/ˈspeɪsˌflaɪt/
[بریتانیا]/ˈspeɪsˌflaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل سفر در فضای بیرونی؛ زمینه اکتشاف و سفر فضایی

عبارات و ترکیب‌ها

spaceflight mission

ماموریت پرواز فضایی

spaceflight program

برنامه پرواز فضایی

spaceflight agency

سازمان فضایی

spaceflight technology

فناوری پرواز فضایی

spaceflight training

آموزش پرواز فضایی

spaceflight safety

ایمنی پرواز فضایی

spaceflight research

تحقیقات پرواز فضایی

spaceflight experience

تجربه پرواز فضایی

spaceflight launch

پرتاب پرواز فضایی

spaceflight operations

عملیات پرواز فضایی

جملات نمونه

spaceflight has always fascinated humanity.

پرواز فضایی همیشه برای بشر جذاب بوده است.

many countries are investing in spaceflight technology.

بسیاری از کشورها در حال سرمایه گذاری در فناوری پرواز فضایی هستند.

the future of spaceflight looks promising.

آینده پرواز فضایی امیدوارکننده به نظر می رسد.

spaceflight missions require extensive planning.

ماموریت‌های پرواز فضایی نیاز به برنامه‌ریزی گسترده‌ای دارند.

she dreams of a career in spaceflight.

او رویای شغلی در زمینه پرواز فضایی را دارد.

spaceflight has opened new frontiers for exploration.

پرواز فضایی مرزهای جدیدی را برای اکتشاف باز کرده است.

safety is a top priority in spaceflight operations.

ایمنی در عملیات پرواز فضایی اولویت بالایی دارد.

advancements in technology have improved spaceflight efficiency.

پیشرفت در فناوری باعث بهبود کارایی پرواز فضایی شده است.

spaceflight enthusiasts often attend related conferences.

علاقه‌مندان به پرواز فضایی اغلب در کنفرانس‌های مرتبط شرکت می‌کنند.

they are preparing for their first spaceflight experience.

آنها برای اولین تجربه پرواز فضایی خود آماده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید