spadefuls

[ایالات متحده]/ˈspeɪd.fəlz/
[بریتانیا]/ˈspeɪd.fəlz/

ترجمه

n. مقدار که یک بیل را پر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

spadefuls of soil

پر تعداد خاک

spadefuls of compost

پر تعداد کود کمپوست

spadefuls of gravel

پر تعداد شن و ماسه

spadefuls of sand

پر تعداد ماسه

spadefuls of mulch

پر تعداد مالچ

spadefuls of earth

پر تعداد خاک زمین

spadefuls of manure

پر تعداد کود دامی

spadefuls of leaves

پر تعداد برگ

spadefuls of clay

پر تعداد خاک رس

spadefuls of rocks

پر تعداد سنگ

جملات نمونه

she filled the garden bed with spadefuls of rich compost.

او گلدان را با بیل‌های خاک حاصلخیز پر کرد.

he dug up spadefuls of soil to plant the new trees.

او بیل‌هایی از خاک را برای کاشت درختان جدید کند.

they added spadefuls of sand to improve the drainage.

آنها برای بهبود زهکشی، بیل‌هایی از شن اضافه کردند.

we need several spadefuls of gravel for the driveway.

ما به چند بیل از سنگ‌ریزه برای ورودی نیاز داریم.

he carefully measured out spadefuls of fertilizer for the crops.

او با دقت بیل‌هایی از کود را برای محصولات اندازه گرفت.

she scooped up spadefuls of snow to build a snowman.

او بیل‌هایی از برف را برای ساختن آدم برفی جمع کرد.

after the rain, the gardener took spadefuls of mud to repair the paths.

بعد از باران، باغبان برای تعمیر مسیرها، بیل‌هایی از گل برداشت.

he tossed spadefuls of leaves into the compost bin.

او برگ‌های بیل‌بیل را داخل سطل کمپوست انداخت.

they measured spadefuls of clay for the pottery project.

آنها برای پروژه سفالگری، بیل‌هایی از خاک رس اندازه گرفتند.

she collected spadefuls of wildflowers for the bouquet.

او بیل‌هایی از گل‌های وحشی را برای دسته گل جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید