ice cream scoops
حلقههای بستنی
scoops of rice
حلقههای برنج
scoops of flour
حلقههای آرد
scoops of protein
حلقههای پروتئین
scoops of sugar
حلقههای شکر
scoops of ice
حلقههای یخ
scoops of soup
حلقههای سوپ
scoops of salad
حلقههای سالاد
scoops of cheese
حلقههای پنیر
scoops of berries
حلقههای توت
she scoops ice cream into a cone.
او بستنی را داخل مخروط میریزد.
he scoops the dog food into the bowl.
او غذای سگ را داخل کاسه میریزد.
the chef scoops the sauce onto the plate.
سرآشپز سس را روی بشقاب میریزد.
they scoops out the pumpkin for halloween.
آنها برای هالووین کدو تنبل را بیرون میریزند.
she scoops up the sand to build a castle.
او شن را برای ساختن قلعه جمع میکند.
he scoops the snow into a pile.
او برف را داخل یک توده جمع میکند.
the child scoops water with a cup.
کودک با یک فنجان آب جمع میکند.
she scoops the last bit of yogurt from the container.
او آخرین مقدار ماست را از ظرف جمع میکند.
he scoops the beans into the pot.
او لوبیا را داخل قابلمه میریزد.
the server scoops the mashed potatoes onto the plate.
خدمتکار سیبزمینی پوره را روی بشقاب میریزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید