spaghetti

[ایالات متحده]/spəˈɡeti/
[بریتانیا]/spəˈɡeti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نودل‌های سنتی ایتالیایی، نوارهای بلند و نازک، غذای اصلی محبوب.

عبارات و ترکیب‌ها

spaghetti and meatballs

اسپاگتی و کره‌ی گوشت

spaghetti carbonara

اسپاگتی کاربونارا

spaghetti bolognese

اسپاگتی بولونیز

جملات نمونه

spaghetti marinara; mussels marinara.

اسپاگتی مارینارا؛ صدف مارینارا.

Is the spaghetti ready yet, Dad?

اسپاگتی آماده است پدر؟

I might whomp up a couple of gallons of spaghetti sauce.

شاید دو گالن سس اسپاگتی درست کنم.

He’s no slouch in the kitchen—you should try his spaghetti bolognese.

او در آشپزخانه بیکار نیست - باید اسپاگتی بولونیز او را امتحان کنید.

The younger ones are more stoic, wondering if the supply line of spaghetti carbonara and shepherd's pie will be interrupted.

افراد جوان‌تر بیشتر متفکر و ساکت هستند و می‌پرسند که آیا خط تدارکات اسپاگتی کاربونارا و پای چوپان قطع خواهد شد یا خیر.

She cooked a delicious spaghetti carbonara for dinner.

او یک غذای اسپاگتی کاربونارای خوشمزه برای شام پخت.

He added some parmesan cheese to his spaghetti.

او مقداری پنیر پارمسان به اسپاگتی خود اضافه کرد.

The kids love to eat spaghetti with meatballs.

بچه‌ها عاشق خوردن اسپاگتی با کوفته هستند.

I prefer my spaghetti with a tomato-based sauce.

من ترجیح می‌دهم اسپاگتی‌ام را با سس گوجه‌فرنگی بخورم.

She twirled her fork in the spaghetti before taking a bite.

او قبل از گاز زدن، چنگال خود را در اسپاگتی چرخاند.

The restaurant serves a variety of spaghetti dishes.

رستوران انواع غذاهای اسپاگتی سرو می‌کند.

He always orders extra garlic bread with his spaghetti.

او همیشه نان سیر اضافی همراه با اسپاگتی سفارش می‌دهد.

The spaghetti was perfectly al dente.

اسپاگتی کاملاً آل دنته بود.

She likes to sprinkle some chili flakes on her spaghetti for extra flavor.

او دوست دارد مقداری فلفل قرمز روی اسپاگتی خود بپاشد تا طعم آن بیشتر شود.

They had a spaghetti eating contest at the party.

آنها یک مسابقه خوردن اسپاگتی در مهمانی داشتند.

نمونه‌های واقعی

I like spaghetti. Do you like spaghetti?

من اسپاگتی دوست دارم. شما اسپاگتی دوست دارید؟

منبع: Basic Daily Conversation

So do you remember Will Smith eating spaghetti?

پس شما یاد Will Smith خوردن اسپاگتی را دارید؟

منبع: Trendy technology major events!

Otherwise it's just spaghetti, butter, and miso.

در غیر این صورت فقط اسپاگتی، کره و میسو است.

منبع: Gourmet Base

For you sir, I would recommend spaghetti and meatballs.

برای شما آقای، من اسپاگتی و کرپ را توصیه می کنم.

منبع: EnglishPod 1-50

I'll just put the spaghetti in the pan. Super.

من فقط اسپاگتی را در تابه می گذارم. عالی.

منبع: Wow English

But then again, the spaghetti was like a year ago.

اما دوباره، اسپاگتی یک سال پیش بود.

منبع: Trendy technology major events!

The BBC showed a documentary of people in Switzerland cutting spaghetti from spaghetti trees.

بی‌بی‌سی یک مستند از مردم در سوئیس که اسپاگتی را از درختان اسپاگتی می‌درند نشان داد.

منبع: World Holidays

In informal situations, we can call this throwing spaghetti at the wall.

در شرایط غیررسمی، می توانیم به این پرتاب اسپاگتی به دیوار بگوییم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

They're kind of like their made of spaghetti noodles at first.

آنها بیشتر شبیه رشته های اسپاگتی در ابتدا هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Patil's modeling showed that twisting the spaghetti dampens the snapback effect.

مدل سازی پاتیل نشان داد که پیچاندن اسپاگتی اثر بازگشت ناگهانی را کاهش می دهد.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American April 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید