spangles

[ایالات متحده]/ˈspæŋɡlz/
[بریتانیا]/ˈspæŋɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیای کوچک براق که به عنوان تزئین استفاده می‌شوند
v. تزئین کردن یا پوشاندن چیزی با اشیای براق

عبارات و ترکیب‌ها

sparkling spangles

جواهر یراق‌دوزی درخشان

golden spangles

یراق‌دوزی طلایی

colorful spangles

یراق‌دوزی رنگارنگ

shimmering spangles

یراق‌دوزی لرزان

glittering spangles

یراق‌دوزی براق

bright spangles

یراق‌دوزی روشن

festive spangles

یراق‌دوزی جشن

decorative spangles

یراق‌دوزی تزئینی

iridescent spangles

یراق‌دوزی رنگین‌کمانی

tiny spangles

یراق‌دوزی کوچک

جملات نمونه

the dress was adorned with shimmering spangles.

لباس با نگین‌های درخشان تزئین شده بود.

she wore a necklace with spangles that caught the light.

او یک گردنبند با نگین‌هایی که نور را منعکس می‌کرد، به تن داشت.

the spangles on the costume added a festive touch.

نگین‌های لباس، جلوه‌ای جشن‌گونه به آن بخشیدند.

he decorated the party with spangles and balloons.

او مهمانی را با نگین‌ها و بادکنک‌ها تزئین کرد.

the spangles twinkled under the stars at the gala.

نگین‌ها زیر نور ستارگان در مهمانی شام، می‌درخشیدند.

they used spangles to create a dazzling effect on stage.

آنها از نگین‌ها برای ایجاد یک جلوه خیره‌کننده روی صحنه استفاده کردند.

her shoes were embellished with colorful spangles.

کفش‌های او با نگین‌های رنگارنگ تزئین شده بودند.

the artist incorporated spangles into her artwork.

هنرمند نگین‌ها را در اثر هنری خود گنجاند.

at the festival, children wore hats decorated with spangles.

در جشنواره، کودکان کلاه‌هایی که با نگین‌ها تزئین شده بودند، به سر داشتند.

the spangles fell like confetti during the celebration.

نگین‌ها مانند کنفتی در طول جشن‌ها می‌ریختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید