sparids

[ایالات متحده]/ˈspærɪdz/
[بریتانیا]/ˈspærɪdz/

ترجمه

n. ماهی از خانواده Sparidae
adj. مربوط به خانواده Sparidae

عبارات و ترکیب‌ها

sparids fishing

ماهیگیری سِپارید

sparids species

گونه‌های سِپارید

sparids habitat

زیستگاه سِپارید

sparids diversity

تنوع زیستی سِپارید

sparids behavior

رفتار سِپارید

sparids diet

رژیم غذایی سِپارید

sparids identification

شناسایی سِپارید

sparids research

تحقیقات سِپارید

sparids population

جمعیت سِپارید

sparids conservation

حفظ و نگهداری سِپارید

جملات نمونه

sparids are known for their diverse species.

ماهی‌های اسپارید به دلیل گونه‌های متنوع خود شناخته می‌شوند.

many fishermen target sparids for their delicious taste.

بسیاری از ماهیگیران به دلیل طعم خوشایند، ماهی‌های اسپارید را هدف قرار می‌دهند.

sparids inhabit both tropical and temperate waters.

ماهی‌های اسپارید در آب‌های استوایی و معتدل زندگی می‌کنند.

the study of sparids contributes to marine biodiversity research.

مطالعه ماهی‌های اسپارید به تحقیقات تنوع زیستی دریایی کمک می‌کند.

some sparids are popular in the aquarium trade.

برخی از ماهی‌های اسپارید در تجارت آکواریوم محبوب هستند.

understanding sparids can help improve fishing techniques.

درک ماهی‌های اسپارید می‌تواند به بهبود تکنیک‌های ماهیگیری کمک کند.

researchers are studying the spawning habits of sparids.

محققان در حال مطالعه عادات تولید مثل ماهی‌های اسپارید هستند.

sparids play a significant role in their ecosystems.

ماهی‌های اسپارید نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

many sparids exhibit interesting social behaviors.

بسیاری از ماهی‌های اسپارید رفتارهای اجتماعی جالبی از خود نشان می‌دهند.

conservation efforts are important for sparids' survival.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای ماهی‌های اسپارید مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید