spas

[ایالات متحده]/spɑːz/
[بریتانیا]/spæz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چشمه‌های معدنی (جمع spa)؛ استراحتگاه‌های بهداشتی؛ مقاصد گردشگری با آب‌های معدنی

عبارات و ترکیب‌ها

luxury spas

اسپاهای لوکس

day spas

اسپاهای روزانه

health spas

اسپاهای سلامتی

spa treatments

درمان‌های اسپا

spa services

خدمات اسپا

resort spas

اسپاهای استراحتگاه

hotel spas

اسپاهای هتل

spa packages

بسته‌های اسپا

eco spas

اسپاهای اکولوژیک

wellness spas

اسپاهای تندرستی

جملات نمونه

many people visit spas to relax and unwind.

بسیاری از افراد برای استراحت و آرامش خاطر به اسپاها مراجعه می‌کنند.

spas often offer a variety of treatments and therapies.

اسپاها اغلب درمان‌ها و روش‌های متنوعی ارائه می‌دهند.

she enjoys spending weekends at luxurious spas.

او از گذراندن آخر هفته‌ها در اسپا‌های مجلل لذت می‌برد.

spas can be a great way to relieve stress.

اسپاها می‌توانند راهی عالی برای کاهش استرس باشند.

many spas feature saunas and steam rooms.

بسیاری از اسپاها دارای سونا و حمام بخار هستند.

he booked a couple's massage at the spa.

او یک ماساژ جفت در اسپا رزرو کرد.

spas often provide organic and natural products.

اسپاها اغلب محصولات ارگانیک و طبیعی ارائه می‌دهند.

she loves the soothing atmosphere of the spas.

او عاشق فضای آرامش‌بخش اسپاها است.

spas can help improve overall wellness and health.

اسپاها می‌توانند به بهبود کلی سلامت و تندرستی کمک کنند.

he visited several spas during his vacation.

او در طول تعطیلات خود از چندین اسپا بازدید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید