spasmolysis

[ایالات متحده]/spæzˈmɒlɪsɪs/
[بریتانیا]/spæzˈmɑːlɪsɪs/

ترجمه

n. روند تسکین اسپاسم‌ها
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

spasmolysis effect

اثر اسپاسمولیز

spasmolysis treatment

درمان اسپاسمولیز

spasmolysis mechanism

مکانیسم اسپاسمولیز

spasmolysis response

پاسخ اسپاسمولیز

spasmolysis drugs

داروهای اسپاسمولیز

spasmolysis agents

عوامل اسپاسمولیز

spasmolysis therapy

درمان با اسپاسمولیز

spasmolysis function

عملکرد اسپاسمولیز

spasmolysis benefits

مزایای اسپاسمولیز

spasmolysis study

مطالعه اسپاسمولیز

جملات نمونه

spasmolysis can help relieve muscle cramps.

اسپاسمولیز می‌تواند به تسکین گرفتگی عضلات کمک کند.

the doctor recommended spasmolysis for her abdominal pain.

پزشک اسپاسمولیز را برای درد شکم او توصیه کرد.

spasmolysis is often used in treating gastrointestinal disorders.

اسپاسمولیز اغلب در درمان اختلالات دستگاه گوارش استفاده می‌شود.

patients may experience spasmolysis after taking the medication.

بیماران ممکن است پس از مصرف دارو دچار اسپاسمولیز شوند.

spasmolysis can be beneficial during physical therapy.

اسپاسمولیز می‌تواند در طول فیزیوتراپی مفید باشد.

he felt immediate spasmolysis after the massage.

او بلافاصله پس از ماساژ احساس اسپاسمولیز کرد.

spasmolysis may reduce the severity of symptoms.

اسپاسمولیز ممکن است شدت علائم را کاهش دهد.

understanding spasmolysis is important for medical professionals.

درک اسپاسمولیز برای متخصصان پزشکی مهم است.

spasmolysis techniques can vary based on the condition.

تکنیک‌های اسپاسمولیز ممکن است بسته به شرایط متفاوت باشند.

she studied spasmolysis to enhance her knowledge in pharmacology.

او اسپاسمولیز را مطالعه کرد تا دانش خود را در داروشناسی افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید