spawns

[ایالات متحده]/spɔːnz/
[بریتانیا]/spɔnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) نسل یا تخم ماهی، قورباغه و غیره؛ (ماهی، قورباغه و غیره) نسل، تخم‌ها؛ تعداد تخم‌های گذاشته شده؛ تخم‌ها
v. (ماهی، قورباغه و غیره) تولید کردن در مقادیر زیاد (تخم‌ها)
vt. تخم‌گذاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

spawns ideas

ایجاد ایده

spawns creativity

ایجاد خلاقیت

spawns discussion

ایجاد بحث و گفتگو

spawns growth

ایجاد رشد

spawns innovation

ایجاد نوآوری

spawns opportunities

ایجاد فرصت‌ها

spawns conflict

ایجاد تضاد

spawns change

ایجاد تغییر

spawns interest

ایجاد علاقه

spawns debate

ایجاد مناظره

جملات نمونه

creativity often spawns innovative ideas.

خلاقیت اغلب منجر به ایده‌های نوآورانه می‌شود.

the river spawns numerous fish species.

رودخانه باعث تولید گونه‌های متعدد ماهی می‌شود.

his actions spawn a lot of controversy.

اقدامات او باعث ایجاد بحث و جدل زیادی می‌شود.

a good education spawns successful careers.

یک آموزش خوب باعث ایجاد مسیرهای شغلی موفق می‌شود.

the project spawns new opportunities for growth.

این پروژه فرصت‌های جدیدی برای رشد ایجاد می‌کند.

her passion for art spawns beautiful creations.

اشتیاق او به هنر باعث خلق آثار هنری زیبا می‌شود.

the collaboration spawns exciting new products.

همکاری منجر به تولید محصولات جدید و هیجان‌انگیز می‌شود.

climate change spawns various environmental issues.

تغییرات آب و هوایی باعث ایجاد مسائل زیست محیطی مختلف می‌شود.

the festival spawns a sense of community.

جشنواره باعث ایجاد حس اجتماع می‌شود.

her research spawns further studies in the field.

تحقیقات او باعث ایجاد مطالعات بیشتر در این زمینه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید