spendings

[ایالات متحده]/ˈspɛndɪŋz/
[بریتانیا]/ˈspɛndɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پولی که خرج می‌شود
v. شکل حال استمراری spend

عبارات و ترکیب‌ها

high spendings

هزینه‌های زیاد

monthly spendings

هزینه‌های ماهانه

excessive spendings

هزینه‌های بیش از حد

annual spendings

هزینه‌های سالانه

personal spendings

هزینه‌های شخصی

business spendings

هزینه‌های تجاری

total spendings

کل هزینه‌ها

discretionary spendings

هزینه‌های اختیاری

necessary spendings

هزینه‌های ضروری

budgeted spendings

هزینه‌های بودجه‌بندی‌شده

جملات نمونه

my monthly spendings have increased recently.

هزینه‌های ماهانه من اخیراً افزایش یافته است.

we need to track our spendings carefully.

ما باید هزینه‌های خود را با دقت پیگیری کنیم.

cutting down on unnecessary spendings can save money.

کاهش هزینه‌های غیرضروری می‌تواند باعث صرفه‌جویی در هزینه شود.

her spendings on luxury items are quite high.

هزینه‌های او برای اقلام لوکس بسیار زیاد است.

he keeps a detailed record of his daily spendings.

او سابقه دقیقی از هزینه‌های روزانه خود دارد.

they are reviewing their spendings to create a budget.

آنها هزینه‌های خود را برای ایجاد بودجه بررسی می‌کنند.

reducing spendings on entertainment can help with savings.

کاهش هزینه‌های سرگرمی می‌تواند به صرفه‌جویی کمک کند.

her spendings are higher than her income.

هزینه‌های او بیشتر از درآمدش است.

understanding your spendings is key to financial health.

درک هزینه‌های شما کلید سلامتی مالی است.

after reviewing my spendings, i realized i can save more.

پس از بررسی هزینه‌هایم، متوجه شدم که می‌توانم بیشتر پس‌انداز کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید