sphinx

[ایالات متحده]/sfɪŋks/
[بریتانیا]/sfɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودی اسطوره‌ای با بدن شیر و سر انسان، که اغلب نمایانگر یک شخص مرموز یا معماگونه است.

جملات نمونه

The Great Pyramids and the Sphinx are nearby.

اهرام مصر و مجسمه اسفینکس در نزدیکی آنجا قرار دارند.

The ancient sphinx in Egypt is a famous landmark.

اسفنج باستانی مصر یک مکان مشهور است.

The sphinx is a mythical creature with the body of a lion and the head of a human.

اسفنج یک موجود افسانه‌ای با بدن شیر و سر انسان است.

The sphinx asked travelers a riddle before allowing them to pass.

اسفنج قبل از اجازه عبور از مسافران یک معما می‌پرسید.

The sphinx's enigmatic smile puzzled many scholars.

لبخند مرموز اسفنج باعث سردرگمی بسیاری از محققان شد.

Archaeologists discovered a new sphinx statue buried in the desert.

باستان‌شناسان یک مجسمه جدید اسفنج را که در صحرا دفن شده بود کشف کردند.

The sphinx is often associated with mystery and wisdom in ancient mythology.

اسفنج اغلب با رمز و راز و خرد در اساطیر باستانی مرتبط است.

The sphinx guards the entrance to the city in many ancient tales.

اسفنج در بسیاری از داستان‌های باستانی از ورودی شهر محافظت می‌کند.

The sphinx's riddle was famously answered by Oedipus in Greek mythology.

معمای اسفنج به طور مشهور توسط ادیپ در اساطیر یونانی پاسخ داده شد.

Visitors can see the Great Sphinx of Giza during a trip to Egypt.

بازدیدکنندگان می‌توانند در سفر به مصر، اسفنج بزرگ جیزه را ببینند.

The sphinx is a symbol of strength, protection, and mystery in various cultures.

اسفنج نمادی از قدرت، محافظت و رمز و راز در فرهنگ‌های مختلف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید