spica

[ایالات متحده]/ˈspaɪ.kə/
[بریتانیا]/ˈspaɪ.kə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گل‌آذین که شبیه به سنبله است؛ نوعی آتل که در محیط‌های پزشکی استفاده می‌شود؛ ستاره‌ای در صورت فلکی باکره (α Virginis)
Word Forms
جمعspicas

عبارات و ترکیب‌ها

spica cast

گیپس اسپیکا

spica splint

اسپلینت اسپیکا

spica bandage

پانسمان اسپیکا

spica dressing

دِرِس اسپیکا

spica brace

براس اسپیکا

spica support

حمایت اسپیکا

spica immobilization

بی‌حرکتی اسپیکا

spica technique

تکنیک اسپیکا

spica application

اعمال اسپیکا

spica positioning

قرارگیری اسپیکا

جملات نمونه

the spica is a key feature in this botanical study.

سپیکا یک ویژگی کلیدی در این مطالعه گیاه شناسی است.

we observed the spica of the plant during our field trip.

ما سپیکا گیاه را در طول سفر میدانی خود مشاهده کردیم.

the spica contains many important nutrients.

سپیکا حاوی بسیاری از مواد مغذی مهم است.

she illustrated the spica in her presentation.

او سپیکا را در ارائه خود نشان داد.

identifying the spica can help in plant classification.

شناسایی سپیکا می تواند به طبقه بندی گیاهان کمک کند.

the spica is often used in traditional medicine.

سپیکا اغلب در طب سنتی استفاده می شود.

we need to study the spica for our research project.

ما باید سپیکا را برای پروژه تحقیقاتی خود مطالعه کنیم.

the spica of this species is particularly unique.

سپیکا این گونه به طور خاص منحصر به فرد است.

he took a close-up photo of the spica.

او از سپیکا یک عکس نمای نزدیک گرفت.

the spica plays a crucial role in the plant's reproduction.

سپیکا نقش مهمی در تولید مثل گیاه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید