spicery

[ایالات متحده]/ˈspaɪsəri/
[بریتانیا]/ˈspaɪsəri/

ترجمه

n. ادویه‌جات، گیاهان دارویی یا مواد معطر که برای طعم‌دهی استفاده می‌شوند؛ کیفیت یا حالت معطر بودن
شکل‌های واژه
جمعspiceries

عبارات و ترکیب‌ها

spicery shop

فروشگاه ادویه

spicery blend

مخلوط ادویه

spicery selection

انتخاب ادویه

spicery market

بازار ادویه

spicery rack

قفسه ادویه

spicery collection

مجموعه ادویه

spicery goods

کالاهای ادویه

spicery aisle

راهروی ادویه

spicery drawer

کشوی ادویه

spicery jar

شیشه ادویه

جملات نمونه

the spicery aisle in the supermarket is always colorful.

قفسه ادویه در سوپرمارکت همیشه رنگارنگ است.

she loves to explore different types of spicery from around the world.

او عاشق کشف انواع مختلف ادویه جات از سراسر جهان است.

adding a dash of spicery can elevate any dish.

افزودن مقدار کمی ادویه می تواند هر غذایی را ارتقا دهد.

the recipe calls for a variety of spicery to enhance the flavor.

دستور العمل به انواع مختلف ادویه برای افزایش طعم نیاز دارد.

they opened a new shop specializing in rare spicery.

آنها یک مغازه جدید باز کردند که در زمینه فروش ادویه جات کمیاب تخصص دارد.

her knowledge of spicery is impressive and extensive.

دانش او در مورد ادویه جات قابل تحسین و گسترده است.

spicery can transform a bland meal into a culinary delight.

ادویه می تواند یک غذای کسل کننده را به یک غذای خوشمزه تبدیل کند.

he enjoys experimenting with different spicery in his cooking.

او از آزمایش با ادویه های مختلف در آشپزی خود لذت می برد.

spicery is essential for creating authentic ethnic dishes.

ادویه برای تهیه غذاهای قومیتی اصیل ضروری است.

the chef's secret lies in the spicery he uses.

راز سرآشپز در ادویه جات استفاده شده توسط او نهفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید