spiculum

[ایالات متحده]/ˈspɪkjʊləm/
[بریتانیا]/ˈspɪkjələm/

ترجمه

n.(خیار دریایی) صفحه استخوانی; (نماتود) اسپیكول جنسی; (اسفنج) اسپیكول
شکل‌های واژه
جمعspiculums

عبارات و ترکیب‌ها

spiculum point

نقطه اسپیکولوم

spiculum structure

ساختار اسپیکولوم

spiculum shape

شکل اسپیکولوم

spiculum length

طول اسپیکولوم

spiculum type

نوع اسپیکولوم

spiculum feature

ویژگی اسپیکولوم

spiculum analysis

تجزیه و تحلیل اسپیکولوم

spiculum growth

رشد اسپیکولوم

spiculum function

عملکرد اسپیکولوم

spiculum measurement

اندازه گیری اسپیکولوم

جملات نمونه

the spiculum of the insect was sharp and pointed.

سَپیکول حشره تیز و نوک تیز بود.

researchers discovered a new spiculum in the plant's anatomy.

محققان یک سپیکول جدید را در ساختار گیاه کشف کردند.

he used a spiculum to carefully dissect the specimen.

او از یک سپیکول برای جداسازی دقیق نمونه استفاده کرد.

the spiculum plays a crucial role in the organism's defense mechanism.

سپیکول نقش مهمی در مکانیسم دفاعی ارگانیسم ایفا می‌کند.

during the experiment, the spiculum was analyzed under a microscope.

در طول آزمایش، سپیکول تحت میکروسکوپ تجزیه و تحلیل شد.

the spiculum can be found in various species of plants.

سپیکول را می‌توان در گونه‌های مختلف گیاهان یافت.

she carefully examined the spiculum for any signs of damage.

او با دقت سپیکول را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

the spiculum serves as a tool for the animal's survival.

سپیکول به عنوان ابزاری برای بقای حیوان عمل می‌کند.

understanding the structure of the spiculum is essential for biology students.

درک ساختار سپیکول برای دانشجویان زیست‌شناسی ضروری است.

the spiculum's function varies among different species.

عملکرد سپیکول در گونه‌های مختلف متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید