spininess

[ایالات متحده]/ˈspaɪnɪnəs/
[بریتانیا]/ˈspaɪnɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت تیغ‌دار یا خاردار بودن؛ مشخصه‌هایی با نقاط یا خارهای تیز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sharp spininess

تیزی شدید

natural spininess

تیزی طبیعی

increased spininess

افزایش تیزی

unpleasant spininess

تیزی ناخوشایند

soft spininess

تیزی ملایم

fuzzy spininess

تیزی تار

defensive spininess

تیزی دفاعی

irritating spininess

تیزی آزاردهنده

excessive spininess

تیزی بیش از حد

distinct spininess

تیزی متمایز

جملات نمونه

the spininess of the cactus can deter many animals.

تیز بودن کاکتوس می‌تواند بسیاری از حیوانات را منصرف کند.

she admired the spininess of the sea urchin.

او از تیزی خار موجود دریایی تحسین کرد.

his spininess made it hard for others to get close.

تیزی او باعث می‌شد که برای دیگران نزدیک شدن سخت باشد.

the spininess of the plant protects it from herbivores.

تیزی گیاه از آن در برابر گیاه‌خواران محافظت می‌کند.

she learned to handle the spininess of the thorns carefully.

او یاد گرفت که با دقت از تیزی خارها استفاده کند.

the spininess of the fish made it difficult to catch.

تیزی ماهی باعث می‌شد که گرفتن آن دشوار باشد.

he wore gloves to protect his hands from the spininess of the bushes.

او دستکش پوشید تا دست‌هایش را از تیزی بوته‌ها محافظت کند.

the spininess of the shellfish is a natural defense mechanism.

تیزی صدف یک مکانیسم دفاعی طبیعی است.

she was fascinated by the spininess of the hedgehog.

او از تیزی خارپشت مجذوب بود.

understanding the spininess of certain plants is essential for gardeners.

درک تیزی برخی از گیاهان برای باغبانان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید