political spinmasters
مرتبط کنندههای سیاسی
campaign spinmasters
مرتبط کنندههای حمله
corporate spinmasters
مرتبط کنندههای کorpora
media spinmasters
مرتبط کنندههای رسانهای
the spinmaster's art
هنر مرتبط کننده
spinmasters at work
مرتبط کنندهها در حال کار
marketing spinmasters
مرتبط کنندههای بازاریابی
digital spinmasters
مرتبط کنندههای دیجیتال
top spinmasters
بهترین مرتبط کنندهها
white house spinmasters
مرتبط کنندههای خانه سفید
political spinmasters rewrote the story to favor their candidate.
ماشینهای چرخان سیاسی داستان را بازنویسی کردند تا به نفع نامزد خود باشند.
media spinmasters often twist the truth to boost ratings.
ماشینهای چرخان رسانهای معمولاً واقعیت را تغییر میدهند تا امتیازات را افزایش دهند.
corporate spinmasters launched a pr campaign to improve their image.
ماشینهای چرخان کارآفرینی یک مهلکه روابط عمومی را برای بهبود تصویر خود راه اندازی کردند.
the spinmasters in washington know how to spin bad news.
ماشینهای چرخان در واشینگтон میدانند که چگونه خبرهای بد را چرخانند.
spinmasters manipulate public opinion through clever messaging.
ماشینهای چرخان با ارسال پیامهای هوشمند، نظر عمومی را کنترل میکنند.
voters learned to distrust spinmasters and seek independent sources.
این افراد رای دهنده یاد گرفتند که به ماشینهای چرخان اعتماد نکنند و منابع مستقل را جستجو کنند.
the campaign hired expensive spinmasters to salvage their reputation.
این کمپین چرخانهای گرانقیمت را استخدام کرد تا به نجات نامآوری خود کمک کنند.
even skilled spinmasters couldn't hide the damning evidence.
حتی ماشینهای چرخان ماهر نتوانستند شواهد مخرب را پنهان کنند.
spinmasters use language carefully to obscure the facts.
ماشینهای چرخان زبان را با دقت استفاده میکنند تا واقعیتها را پوشانند.
the president relied on his spinmasters for daily talking points.
رئیس جمهور به ماشینهای چرخان خود برای ایدههای روز گفتوگویی متکی بود.
smart consumers recognize when spinmasters are at work.
مصرفکنندگان باهوش زمانی که ماشینهای چرخان در حال کار هستند، آن را تشخیص میدهند.
political spinmasters
مرتبط کنندههای سیاسی
campaign spinmasters
مرتبط کنندههای حمله
corporate spinmasters
مرتبط کنندههای کorpora
media spinmasters
مرتبط کنندههای رسانهای
the spinmaster's art
هنر مرتبط کننده
spinmasters at work
مرتبط کنندهها در حال کار
marketing spinmasters
مرتبط کنندههای بازاریابی
digital spinmasters
مرتبط کنندههای دیجیتال
top spinmasters
بهترین مرتبط کنندهها
white house spinmasters
مرتبط کنندههای خانه سفید
political spinmasters rewrote the story to favor their candidate.
ماشینهای چرخان سیاسی داستان را بازنویسی کردند تا به نفع نامزد خود باشند.
media spinmasters often twist the truth to boost ratings.
ماشینهای چرخان رسانهای معمولاً واقعیت را تغییر میدهند تا امتیازات را افزایش دهند.
corporate spinmasters launched a pr campaign to improve their image.
ماشینهای چرخان کارآفرینی یک مهلکه روابط عمومی را برای بهبود تصویر خود راه اندازی کردند.
the spinmasters in washington know how to spin bad news.
ماشینهای چرخان در واشینگтон میدانند که چگونه خبرهای بد را چرخانند.
spinmasters manipulate public opinion through clever messaging.
ماشینهای چرخان با ارسال پیامهای هوشمند، نظر عمومی را کنترل میکنند.
voters learned to distrust spinmasters and seek independent sources.
این افراد رای دهنده یاد گرفتند که به ماشینهای چرخان اعتماد نکنند و منابع مستقل را جستجو کنند.
the campaign hired expensive spinmasters to salvage their reputation.
این کمپین چرخانهای گرانقیمت را استخدام کرد تا به نجات نامآوری خود کمک کنند.
even skilled spinmasters couldn't hide the damning evidence.
حتی ماشینهای چرخان ماهر نتوانستند شواهد مخرب را پنهان کنند.
spinmasters use language carefully to obscure the facts.
ماشینهای چرخان زبان را با دقت استفاده میکنند تا واقعیتها را پوشانند.
the president relied on his spinmasters for daily talking points.
رئیس جمهور به ماشینهای چرخان خود برای ایدههای روز گفتوگویی متکی بود.
smart consumers recognize when spinmasters are at work.
مصرفکنندگان باهوش زمانی که ماشینهای چرخان در حال کار هستند، آن را تشخیص میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید