spinney

[ایالات متحده]/ˈspɪni:/
[بریتانیا]/'spɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (بریتانیا) یک منطقه کوچک از درختان یا بوته‌ها؛ یک درختزار.

جملات نمونه

spinney: n.

چرخ‌دندانه: اسم

a dense tangle of spinney

یک تله متراکم از چرخند

There are forest, spinney, open woodland, plough field, grass and rock around the Great Wall.

جنگل، چرخ‌دندانه، جنگل باز، مزرعه شخم‌زده، چمن و سنگ در اطراف دیوار بزرگ وجود دارد.

We took a leisurely stroll through the spinney.

ما به آرامی در چرخ‌دندانه قدم زدیم.

The birds chirped merrily in the spinney.

پرندگان با خوشحالی در چرخ‌دندانه جیک جیک می‌کردند.

The children played hide-and-seek in the spinney.

کودکان در چرخ‌دندانه قایم‌موشک بازی کردند.

The spinney provided a peaceful retreat from the bustling city.

چرخ‌دندانه یک پناهگاه آرام از شهر پرجنب‌وجوش فراهم کرد.

A stream meandered through the spinney, adding to its charm.

یک جریان از میان چرخ‌دندانه عبور می‌کرد و به جذابیت آن می‌افزود.

The spinney was filled with the scent of wildflowers.

چرخ‌دندانه با عطر گل‌های وحشی پر شده بود.

The spinney was a favorite spot for picnics in the summer.

چرخ‌دندانه یک مکان مورد علاقه برای پیک‌نیک در تابستان بود.

The spinney was a haven for various small animals.

چرخ‌دندانه یک پناهگاه برای حیوانات کوچک مختلف بود.

The ancient oak tree stood majestically in the center of the spinney.

درخت بلوط باستانی به عظمت در مرکز چرخ‌دندانه ایستاده بود.

The spinney was a peaceful sanctuary for meditation and reflection.

چرخ‌دندانه یک پناهگاه آرام برای مدیتیشن و تفکر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید