spinnys

[ایالات متحده]/ˈspɪni/
[بریتانیا]/ˈspɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درختچه یا درختزار

عبارات و ترکیب‌ها

spinny toy

اسباب‌بازی چرخشی

spinny ride

چرخ و فلک

spinny game

بازی چرخشی

spinny top

تاج چرخشی

spinny chair

صندلی چرخشی

spinny dress

لباس چرخشی

spinny wheel

چرخ

spinny dance

رقص چرخشی

spinny animation

انیمیشن چرخشی

spinny effect

اثر چرخشی

جملات نمونه

she wore a spinny dress that twirled beautifully.

او یک لباس چرخان پوشید که به زیبایی می چرخید.

the children laughed as they played on the spinny ride.

بچه ها در حالی که سوار ماشین بازی چرخ‌دار می شدندید خندیدند.

he gave the spinny top a good spin.

او به سرگرم‌کننده چرخ‌دار یک چرخش خوب داد.

she loves to wear spinny skirts when dancing.

او عاشق پوشیدن دامن‌های چرخ‌دار هنگام رقصیدن است.

the spinny clouds hinted at an approaching storm.

ابر‌های چرخ‌دار نشان‌دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفان بودند.

he enjoyed the spinny sensation of the roller coaster.

او از حس چرخش قطار کوهستانی لذت برد.

the artist created a spinny installation that captivated visitors.

هنرمند یک نصب چرخ‌دار ایجاد کرد که بازدیدکنندگان را مجذوب خود کرد.

she felt a spinny rush of excitement before the performance.

او قبل از اجرا احساس یک هیجان چرخان گرفت.

the spinny leaves danced in the autumn breeze.

برگ‌های چرخ‌دار در نسیم پاییزی می‌رقصیدند.

his spinny stories always kept the kids entertained.

داستان‌های چرخ‌دار او همیشه کودکان را سرگرم می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید