spirochaete

[ایالات متحده]/ˈspaɪrəˌkiːt/
[بریتانیا]/ˈspaɪroʊˌkiːt/

ترجمه

n. نوعی باکتری که شکل مارپیچی دارد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

spirochaete infection

عفونت سپیروکت

spirochaete disease

بیماری سپیروکت

spirochaete species

گونه‌های سپیروکت

spirochaete morphology

مورفولوژی سپیروکت

spirochaete transmission

انتقال سپیروکت

spirochaete classification

طبقه بندی سپیروکت

spirochaete genus

سرده سپیروکت

spirochaete antibiotic

آنتی بیوتیک سپیروکت

spirochaete culture

کشت سپیروکت

spirochaete research

تحقیقات سپیروکت

جملات نمونه

spirochaete bacteria are known to cause various diseases.

باکتری‌های اسپی روکت‌ها به عنوان علل انواع بیماری‌ها شناخته شده‌اند.

the study focused on the role of spirochaete in human health.

این مطالعه بر نقش اسپی روکت در سلامت انسان تمرکز داشت.

researchers discovered a new species of spirochaete.

محققان یک گونه جدید از اسپی روکت کشف کردند.

spirochaete can be identified under a microscope.

اسپی روکت را می‌توان با استفاده از میکروسکوپ شناسایی کرد.

infections caused by spirochaete can be serious.

عفونت‌های ناشی از اسپی روکت می‌تواند جدی باشد.

doctors often test for spirochaete in suspected cases.

پزشکان اغلب در موارد مشکوک برای اسپی روکت آزمایش می‌کنند.

the spirochaete family includes several important pathogens.

خانواده اسپی روکت شامل چندین پاتوژن مهم است.

understanding spirochaete genetics is crucial for treatment.

درک ژنتیک اسپی روکت برای درمان بسیار مهم است.

spirochaete infections are often treated with antibiotics.

عفونت‌های اسپی روکت اغلب با آنتی‌بیوتیک‌ها درمان می‌شوند.

public health initiatives aim to reduce spirochaete-related diseases.

ابتکارات بهداشت عمومی برای کاهش بیماری‌های مرتبط با اسپی روکت هدف گذاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید