spittings of rain
باران پراکنده
spittings of mud
گل پراکنده
spittings of fire
جرقههای آتش
spittings of blood
خون پراکنده
spittings of water
آب پراکنده
spittings of ash
خاکستر پراکنده
spittings of foam
کف پراکنده
spittings of snow
برف پراکنده
spittings of ink
جوهر پراکنده
spittings of oil
روغن پراکنده
his spittings during the game irritated the referee.
تکان دادنهای او در طول بازی باعث ناراحتی داور شد.
the spittings of the angry dog made everyone step back.
تکان دادنهای سگ عصبانی باعث شد همه عقب نشینی کنند.
she noticed the spittings on the ground were from a nearby animal.
او متوجه شد که تکان دادنها روی زمین از یک حیوان نزدیک است.
the spittings of the child were a sign of his frustration.
تکان دادنهای کودک نشانهای از ناراحتی او بود.
his spittings during the speech distracted the audience.
تکان دادنهای او در طول سخنرانی باعث حواسپرتی مخاطبان شد.
the coach warned the players against spittings on the field.
مربی به بازیکنان در مورد تکان دادنها در زمین هشدار داد.
spittings from the horse indicated it was agitated.
تکان دادنهای اسب نشان میداد که او مضطرب است.
after the spittings, the trainer knew it was time to calm the animal.
پس از تکان دادنها، مربی فهمید که وقت آن رسیده است تا حیوان را آرام کند.
he tried to hide his spittings, but it was too obvious.
او سعی کرد تکان دادنهای خود را پنهان کند، اما خیلی واضح بود.
the spittings on the pavement were a clear sign of the street fight.
تکان دادنها روی پیادهرو نشانهای واضح از درگیری خیابانی بود.
spittings of rain
باران پراکنده
spittings of mud
گل پراکنده
spittings of fire
جرقههای آتش
spittings of blood
خون پراکنده
spittings of water
آب پراکنده
spittings of ash
خاکستر پراکنده
spittings of foam
کف پراکنده
spittings of snow
برف پراکنده
spittings of ink
جوهر پراکنده
spittings of oil
روغن پراکنده
his spittings during the game irritated the referee.
تکان دادنهای او در طول بازی باعث ناراحتی داور شد.
the spittings of the angry dog made everyone step back.
تکان دادنهای سگ عصبانی باعث شد همه عقب نشینی کنند.
she noticed the spittings on the ground were from a nearby animal.
او متوجه شد که تکان دادنها روی زمین از یک حیوان نزدیک است.
the spittings of the child were a sign of his frustration.
تکان دادنهای کودک نشانهای از ناراحتی او بود.
his spittings during the speech distracted the audience.
تکان دادنهای او در طول سخنرانی باعث حواسپرتی مخاطبان شد.
the coach warned the players against spittings on the field.
مربی به بازیکنان در مورد تکان دادنها در زمین هشدار داد.
spittings from the horse indicated it was agitated.
تکان دادنهای اسب نشان میداد که او مضطرب است.
after the spittings, the trainer knew it was time to calm the animal.
پس از تکان دادنها، مربی فهمید که وقت آن رسیده است تا حیوان را آرام کند.
he tried to hide his spittings, but it was too obvious.
او سعی کرد تکان دادنهای خود را پنهان کند، اما خیلی واضح بود.
the spittings on the pavement were a clear sign of the street fight.
تکان دادنها روی پیادهرو نشانهای واضح از درگیری خیابانی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید