fiber splicer
ترکیبکننده فیبر
cable splicer
ترکیبکننده کابل
splicer tool
ابزار ترکیهکننده
splicer kit
کیت ترکیهکننده
splicer machine
دستگاه ترکیهکننده
optical splicer
ترکیبکننده فیبر نوری
splicer technician
تکنسین ترکیهکننده
splicer connector
اتصالدهنده ترکیهکننده
splicer operation
عملیات ترکیهکننده
the technician used a splicer to connect the fiber optic cables.
تکنسین از دستگاه اتصالدهنده فیبر نوری برای اتصال کابلهای فیبر نوری استفاده کرد.
a good splicer can significantly improve network performance.
یک دستگاه اتصالدهنده خوب میتواند به طور قابل توجهی عملکرد شبکه را بهبود بخشد.
he learned how to operate the splicer during his training.
او در طول آموزش خود یاد گرفت که چگونه از دستگاه اتصالدهنده استفاده کند.
the splicer is essential for maintaining high-speed internet connections.
دستگاه اتصالدهنده برای حفظ اتصالات اینترنت پرسرعت ضروری است.
after the break, the team quickly set up the splicer for repairs.
پس از استراحت، تیم به سرعت دستگاه اتصالدهنده را برای تعمیرات آماده کرد.
using a splicer can save time in network installations.
استفاده از دستگاه اتصالدهنده میتواند در نصب شبکهها در زمان صرفهجویی کند.
the splicer worked flawlessly, ensuring a stable connection.
دستگاه اتصالدهنده به طور کامل و بدون نقص کار کرد و اتصال پایدار را تضمین کرد.
he is an expert splicer with years of experience in the field.
او یک متخصص اتصالدهنده با سالها تجربه در این زمینه است.
they purchased a new splicer for their telecommunications project.
آنها یک دستگاه اتصالدهنده جدید برای پروژه مخابراتی خود خریداری کردند.
the splicer requires careful handling to avoid damage.
دستگاه اتصالدهنده نیاز به مراقبت و handling دقیق برای جلوگیری از آسیب دارد.
fiber splicer
ترکیبکننده فیبر
cable splicer
ترکیبکننده کابل
splicer tool
ابزار ترکیهکننده
splicer kit
کیت ترکیهکننده
splicer machine
دستگاه ترکیهکننده
optical splicer
ترکیبکننده فیبر نوری
splicer technician
تکنسین ترکیهکننده
splicer connector
اتصالدهنده ترکیهکننده
splicer operation
عملیات ترکیهکننده
the technician used a splicer to connect the fiber optic cables.
تکنسین از دستگاه اتصالدهنده فیبر نوری برای اتصال کابلهای فیبر نوری استفاده کرد.
a good splicer can significantly improve network performance.
یک دستگاه اتصالدهنده خوب میتواند به طور قابل توجهی عملکرد شبکه را بهبود بخشد.
he learned how to operate the splicer during his training.
او در طول آموزش خود یاد گرفت که چگونه از دستگاه اتصالدهنده استفاده کند.
the splicer is essential for maintaining high-speed internet connections.
دستگاه اتصالدهنده برای حفظ اتصالات اینترنت پرسرعت ضروری است.
after the break, the team quickly set up the splicer for repairs.
پس از استراحت، تیم به سرعت دستگاه اتصالدهنده را برای تعمیرات آماده کرد.
using a splicer can save time in network installations.
استفاده از دستگاه اتصالدهنده میتواند در نصب شبکهها در زمان صرفهجویی کند.
the splicer worked flawlessly, ensuring a stable connection.
دستگاه اتصالدهنده به طور کامل و بدون نقص کار کرد و اتصال پایدار را تضمین کرد.
he is an expert splicer with years of experience in the field.
او یک متخصص اتصالدهنده با سالها تجربه در این زمینه است.
they purchased a new splicer for their telecommunications project.
آنها یک دستگاه اتصالدهنده جدید برای پروژه مخابراتی خود خریداری کردند.
the splicer requires careful handling to avoid damage.
دستگاه اتصالدهنده نیاز به مراقبت و handling دقیق برای جلوگیری از آسیب دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید