spongeing off
از دیگران استفاده کردن
spongeing around
گشت و گذار کردن و استفاده کردن
spongeing money
پول گرفتن به صورت رایگان
spongeing friends
دوستان را برای استفاده کردن
spongeing lifestyle
سبک زندگی انگلوار
spongeing behavior
رفتار انگلوار
spongeing habits
عادتهای انگلوار
spongeing off others
از دیگران استفاده کردن
spongeing for free
به صورت رایگان استفاده کردن
spongeing tactics
روشهای استفاده کردن
he was spongeing off his wealthy friends.
او از دوستان ثروتمند خود استفاده میکرد.
stop spongeing and start contributing.
دیگر استفاده نکنی و شروع به مشارکت کنی.
she accused him of spongeing on her generosity.
او او را به استفاده از سخاوت خود متهم کرد.
many people dislike spongeing roommates.
بسیاری از مردم هماتاقهایی که استفاده میکنند را دوست ندارند.
he was tired of spongeing off his parents.
او از استفاده از والدینش خسته شده بود.
they were spongeing on the community's resources.
آنها از منابع جامعه استفاده میکردند.
don't be spongeing; find a job instead.
استفاده نکن؛ به جای آن یک شغل پیدا کن.
she realized she was spongeing too much.
او متوجه شد که بیش از حد استفاده میکند.
he had a habit of spongeing during college.
او عادت به استفاده در دوران دانشگاه داشت.
it's not fair to keep spongeing off others.
استفاده مداوم از دیگران منصفانه نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید