spotlights

[ایالات متحده]/ˈspɒtlaɪts/
[بریتانیا]/ˈspɑːtlaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه کانونی; مرکز توجه عمومی
v. شخص سوم مفرد از spotlight; روشن کردن یا جلب توجه عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

spotlights on

نورافکن‌ها روشن

in the spotlights

در زیر نورافکن‌ها

bright spotlights

نورافکن‌های روشن

stage spotlights

نورافکن‌های صحنه

flood spotlights

نورافکن‌های قوی

spotlights shining

نورافکن‌ها در حال تابش

spotlights reveal

نورافکن‌ها آشکار می‌کنند

dance spotlights

نورافکن‌های رقص

spotlights focus

نورافکن‌ها متمرکز می‌شوند

spotlights cast

نورافکن‌ها می‌تابند

جملات نمونه

the spotlights illuminated the stage beautifully.

چراغ‌های داغ صحنه را به زیبایی روشن می‌کردند.

spotlights are often used in theater productions.

چراغ‌های داغ اغلب در تولیدات تئاتر استفاده می‌شوند.

she stood in the spotlights, feeling nervous.

او در میان چراغ‌های داغ ایستاده بود و احساس اضطراب می‌کرد.

the event was filled with cameras and spotlights.

این رویداد پر از دوربین و چراغ‌های داغ بود.

he enjoys being in the spotlights during performances.

او از بودن در میان چراغ‌های داغ در طول اجراها لذت می‌برد.

spotlights can create dramatic effects in photography.

چراغ‌های داغ می‌توانند جلوه‌های دراماتیک را در عکاسی ایجاد کنند.

the fashion show featured bright spotlights on the runway.

نمایش مد دارای چراغ‌های داغ روشن روی نمایشگاه بود.

directors use spotlights to highlight important scenes.

کارگردانان از چراغ‌های داغ برای برجسته کردن صحنه‌های مهم استفاده می‌کنند.

spotlights can enhance the mood of a performance.

چراغ‌های داغ می‌توانند حال و هوای یک اجرا را افزایش دهند.

the concert ended with fireworks and spotlights.

اجرا با آتش‌بازی و چراغ‌های داغ به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید