spritsails

[ایالات متحده]/ˈsprɪtseɪl/
[بریتانیا]/ˈsprɪtseɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادبان مثلثی که بر روی یک تیر قرار داده شده است؛ نوعی بادبان که به صورت مایل قرار داده شده است

عبارات و ترکیب‌ها

spritsail boat

قایق اسپرایت‌سایل

spritsail rigging

سلسله اسپرایت‌سایل

spritsail mast

چراغ اسپرایت‌سایل

spritsail yard

یارد اسپرایت‌سایل

spritsail design

طراحی اسپرایت‌سایل

spritsail schooner

اسپرایت‌سایل شونر

spritsail sail

بادبان اسپرایت‌سایل

spritsail fishing

ماهیتوه‌گیری با اسپرایت‌سایل

spritsail craft

هنر و صنعت اسپرایت‌سایل

spritsail technique

تکنیک اسپرایت‌سایل

جملات نمونه

the spritsail was raised to catch the wind.

درجه‌بندی را برای گرفتن باد بالا بردند.

he adjusted the spritsail to improve the boat's speed.

او درجه‌بندی را برای افزایش سرعت قایق تنظیم کرد.

the crew worked together to trim the spritsail.

خدمه با هم برای تنظیم درجه‌بندی همکاری کردند.

during the race, the spritsail played a crucial role.

در طول مسابقه، درجه‌بندی نقش مهمی ایفا کرد.

she skillfully maneuvered the spritsail in the strong winds.

او به طرز ماهرانه ای درجه‌بندی را در بادهای شدید دستکاری کرد.

the old ship still had its original spritsail intact.

کشتی قدیمی هنوز درجه‌بندی اصلی خود را دست نخورده داشت.

we learned how to tie the spritsail correctly.

یاد گرفتیم چگونه درجه‌بندی را به درستی ببندیم.

the spritsail flapped loudly against the mast.

درجه‌بندی با صدای بلند در برابر دکمه تکان خورد.

adjusting the spritsail can significantly affect sailing performance.

تنظیم درجه‌بندی می‌تواند به طور قابل توجهی بر عملکرد قایقرانی تأثیر بگذارد.

he was proud of his ability to handle the spritsail.

او به توانایی خود در کنترل درجه‌بندی افتخار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید