sprucenesses shine
درخشش ها وجود دارند
sprucenesses matter
اهمیت وجود دارند
sprucenesses count
شمارش وجود دارند
sprucenesses abound
فراوانی وجود دارند
sprucenesses reflect
بازتاب وجود دارند
sprucenesses enhance
بهبود وجود دارند
sprucenesses define
تعریف وجود دارند
sprucenesses impress
تاثیرگذاری وجود دارند
sprucenesses inspire
الهام بخشیدن وجود دارند
sprucenesses improve
بهبود بخشیدن وجود دارند
the sprucenesses of the garden impressed all the visitors.
ظاهر آراسته و مرتب باغستان، بر همه بازدیدکنندگان تأثیر گذاشت.
her sprucenesses in dressing made her stand out at the event.
ظاهر آراسته و مرتب او در لباس پوشیدن باعث شد در این رویداد از دیگران متمایز شود.
he takes pride in the sprucenesses of his home.
او به ظاهر آراسته و مرتب خانهاش افتخار میکند.
the sprucenesses of their uniforms were a point of pride.
ظاهر آراسته و مرتب لباسهایشان، یک نقطه افتخار بود.
maintaining sprucenesses in the office boosts morale.
حفظ ظاهر آراسته و مرتب در دفتر، باعث افزایش روحیه میشود.
the sprucenesses of the hotel lobby welcomed guests warmly.
ظاهر آراسته و مرتب لابی هتل، به گرمی از مهمانان استقبال کرد.
he admired the sprucenesses of the military parade.
او به ظاهر آراسته و مرتب رژه نظامی تحسین کرد.
her sprucenesses in organization made the event successful.
ظاهر آراسته و مرتب او در سازماندهی باعث موفقیت این رویداد شد.
the sprucenesses of the presentation impressed the audience.
ظاهر آراسته و مرتب ارائه، مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
they valued the sprucenesses of their community parks.
آنها به ظاهر آراسته و مرتب پارکهای محلی خود اهمیت میدادند.
sprucenesses shine
درخشش ها وجود دارند
sprucenesses matter
اهمیت وجود دارند
sprucenesses count
شمارش وجود دارند
sprucenesses abound
فراوانی وجود دارند
sprucenesses reflect
بازتاب وجود دارند
sprucenesses enhance
بهبود وجود دارند
sprucenesses define
تعریف وجود دارند
sprucenesses impress
تاثیرگذاری وجود دارند
sprucenesses inspire
الهام بخشیدن وجود دارند
sprucenesses improve
بهبود بخشیدن وجود دارند
the sprucenesses of the garden impressed all the visitors.
ظاهر آراسته و مرتب باغستان، بر همه بازدیدکنندگان تأثیر گذاشت.
her sprucenesses in dressing made her stand out at the event.
ظاهر آراسته و مرتب او در لباس پوشیدن باعث شد در این رویداد از دیگران متمایز شود.
he takes pride in the sprucenesses of his home.
او به ظاهر آراسته و مرتب خانهاش افتخار میکند.
the sprucenesses of their uniforms were a point of pride.
ظاهر آراسته و مرتب لباسهایشان، یک نقطه افتخار بود.
maintaining sprucenesses in the office boosts morale.
حفظ ظاهر آراسته و مرتب در دفتر، باعث افزایش روحیه میشود.
the sprucenesses of the hotel lobby welcomed guests warmly.
ظاهر آراسته و مرتب لابی هتل، به گرمی از مهمانان استقبال کرد.
he admired the sprucenesses of the military parade.
او به ظاهر آراسته و مرتب رژه نظامی تحسین کرد.
her sprucenesses in organization made the event successful.
ظاهر آراسته و مرتب او در سازماندهی باعث موفقیت این رویداد شد.
the sprucenesses of the presentation impressed the audience.
ظاهر آراسته و مرتب ارائه، مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
they valued the sprucenesses of their community parks.
آنها به ظاهر آراسته و مرتب پارکهای محلی خود اهمیت میدادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید