spumes

[ایالات متحده]/spjuːmz/
[بریتانیا]/spjuːmz/

ترجمه

v. (به) تشکیل حباب‌ها یا کف

عبارات و ترکیب‌ها

frothy spumes

فوم‌های پف‌دار

ocean spumes

فوم‌های اقیانوسی

white spumes

فوم‌های سفید

rising spumes

فوم‌های در حال بالا آمدن

crashing spumes

فوم‌های خروشان

gentle spumes

فوم‌های ملایم

sea spumes

فوم‌های دریایی

spumes flying

فوم‌های پروازکننده

spumes spraying

فوم‌های پاشیده شده

spumes rising

فوم‌های در حال بالا آمدن

جملات نمونه

the waves crashed against the shore, sending up spumes of salty water.

امواج به ساحل برخورد کردند و غوغایی از آب شور به هوا پرتاب کرد.

the boat cut through the water, leaving spumes in its wake.

قایق از میان آب عبور کرد و غوغایی در پشت سر خود به جا گذاشت.

as the storm approached, the ocean began to churn with spumes of foam.

همانطور که طوفان نزدیک می شد، اقیانوس مملو از غوغای کف شد.

children laughed as they played in the spumes created by the crashing waves.

کودکان در حالی که در غوغایی که توسط امواج خروشان ایجاد شده بود بازی می کردند، می خندیدند.

the surfer rode the wave, skillfully maneuvering through the spumes.

موج سوار بر روی موج سوار شد و به طور ماهرانه از میان غوغایی حرکت کرد.

spumes of water sprayed into the air as the whale breached the surface.

غوغایی از آب به هوا پرتاب شد زیرا نهنگ از سطح بیرون زد.

during the storm, the spumes from the ocean reached the beach.

در طول طوفان، غوغای اقیانوس به ساحل رسید.

the wind whipped up the sea, creating spumes that danced in the air.

باد دریا را به هم زد و غوغایی ایجاد کرد که در هوا می رقصید.

the fisherman watched the spumes as he prepared his nets.

ماهیگیر غوغایی را تماشا کرد در حالی که تور خود را آماده می کرد.

as the tide receded, the spumes settled back into the ocean.

همانطور که جزر و مد کاهش می یافت، غوغای به اقیانوس بازگشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید