frothy spumes
فومهای پفدار
ocean spumes
فومهای اقیانوسی
white spumes
فومهای سفید
rising spumes
فومهای در حال بالا آمدن
crashing spumes
فومهای خروشان
gentle spumes
فومهای ملایم
sea spumes
فومهای دریایی
spumes flying
فومهای پروازکننده
spumes spraying
فومهای پاشیده شده
spumes rising
فومهای در حال بالا آمدن
the waves crashed against the shore, sending up spumes of salty water.
امواج به ساحل برخورد کردند و غوغایی از آب شور به هوا پرتاب کرد.
the boat cut through the water, leaving spumes in its wake.
قایق از میان آب عبور کرد و غوغایی در پشت سر خود به جا گذاشت.
as the storm approached, the ocean began to churn with spumes of foam.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، اقیانوس مملو از غوغای کف شد.
children laughed as they played in the spumes created by the crashing waves.
کودکان در حالی که در غوغایی که توسط امواج خروشان ایجاد شده بود بازی می کردند، می خندیدند.
the surfer rode the wave, skillfully maneuvering through the spumes.
موج سوار بر روی موج سوار شد و به طور ماهرانه از میان غوغایی حرکت کرد.
spumes of water sprayed into the air as the whale breached the surface.
غوغایی از آب به هوا پرتاب شد زیرا نهنگ از سطح بیرون زد.
during the storm, the spumes from the ocean reached the beach.
در طول طوفان، غوغای اقیانوس به ساحل رسید.
the wind whipped up the sea, creating spumes that danced in the air.
باد دریا را به هم زد و غوغایی ایجاد کرد که در هوا می رقصید.
the fisherman watched the spumes as he prepared his nets.
ماهیگیر غوغایی را تماشا کرد در حالی که تور خود را آماده می کرد.
as the tide receded, the spumes settled back into the ocean.
همانطور که جزر و مد کاهش می یافت، غوغای به اقیانوس بازگشت.
frothy spumes
فومهای پفدار
ocean spumes
فومهای اقیانوسی
white spumes
فومهای سفید
rising spumes
فومهای در حال بالا آمدن
crashing spumes
فومهای خروشان
gentle spumes
فومهای ملایم
sea spumes
فومهای دریایی
spumes flying
فومهای پروازکننده
spumes spraying
فومهای پاشیده شده
spumes rising
فومهای در حال بالا آمدن
the waves crashed against the shore, sending up spumes of salty water.
امواج به ساحل برخورد کردند و غوغایی از آب شور به هوا پرتاب کرد.
the boat cut through the water, leaving spumes in its wake.
قایق از میان آب عبور کرد و غوغایی در پشت سر خود به جا گذاشت.
as the storm approached, the ocean began to churn with spumes of foam.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، اقیانوس مملو از غوغای کف شد.
children laughed as they played in the spumes created by the crashing waves.
کودکان در حالی که در غوغایی که توسط امواج خروشان ایجاد شده بود بازی می کردند، می خندیدند.
the surfer rode the wave, skillfully maneuvering through the spumes.
موج سوار بر روی موج سوار شد و به طور ماهرانه از میان غوغایی حرکت کرد.
spumes of water sprayed into the air as the whale breached the surface.
غوغایی از آب به هوا پرتاب شد زیرا نهنگ از سطح بیرون زد.
during the storm, the spumes from the ocean reached the beach.
در طول طوفان، غوغای اقیانوس به ساحل رسید.
the wind whipped up the sea, creating spumes that danced in the air.
باد دریا را به هم زد و غوغایی ایجاد کرد که در هوا می رقصید.
the fisherman watched the spumes as he prepared his nets.
ماهیگیر غوغایی را تماشا کرد در حالی که تور خود را آماده می کرد.
as the tide receded, the spumes settled back into the ocean.
همانطور که جزر و مد کاهش می یافت، غوغای به اقیانوس بازگشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید