sputums

[ایالات متحده]/ˈspjuːtəmz/
[بریتانیا]/ˈspjuːtəmz/

ترجمه

n. مو mucus یا phlegm که از دستگاه تنفسی خارج می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

coughing up sputums

سرفه همراه با خلط

examine sputums

بررسی خلط

sputums analysis

تجزیه و تحلیل خلط

collect sputums

جمع آوری خلط

sputums culture

کشت خلط

observe sputums

مشاهده خلط

test sputums

آزمایش خلط

analyze sputums

تحلیل خلط

report sputums

گزارش خلط

sputums sample

نمونه خلط

جملات نمونه

he coughed up thick sputums.

او خلط غلیظی را بیرون آورد.

the doctor examined the sputums for infection.

پزشک نمونه‌های خلط را برای تشخیص عفونت بررسی کرد.

she was worried about the color of her sputums.

او نگران رنگ خلطش بود.

patients often produce more sputums during illness.

بیماران اغلب در هنگام بیماری خلط بیشتری تولید می‌کنند.

the lab tested the sputums for bacteria.

آزمایشگاه نمونه‌های خلط را برای باکتری آزمایش کرد.

he was asked to provide a sample of his sputums.

از او خواسته شد تا نمونه‌ای از خلط خود را ارائه دهد.

she noticed her sputums were green.

او متوجه شد که خلطش سبز است.

chronic cough can lead to increased sputums.

سرفه مزمن می‌تواند منجر به افزایش خلط شود.

the nurse collected the sputums for analysis.

پرستار نمونه‌های خلط را برای تجزیه و تحلیل جمع‌آوری کرد.

he was instructed on how to expectorate sputums.

به او آموزش داده شد که چگونه خلط را بیرون بیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید