squaw

[ایالات متحده]/skwɔː/
[بریتانیا]/skwɔ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن؛ همسر؛ زن؛ همسر (تحقیرآمیز)
Word Forms
جمعsquaws

عبارات و ترکیب‌ها

squaw dance

رقص اسکو

squaw man

مرد اسکو

squaw peak

قله اسکو

squaw berry

توت اسکو

squaw root

ریشه اسکو

squaw song

آهنگ اسکو

squaw camp

اردوگاه اسکو

squaw lodge

کلبه اسکو

squaw trading

معامله اسکو

squaw tales

داستان‌های اسکو

جملات نمونه

the squaw spoke to the villagers in their native language.

او به زبان مادری خود با اهالی دهکده صحبت کرد.

the squaw's laughter filled the air during the celebration.

خنده او در طول جشن، هوا را پر کرد.

the squaw prepared a traditional meal for her family.

او یک وعده غذایی سنتی برای خانواده‌اش آماده کرد.

the squaw shared stories of her ancestors with the children.

او داستان‌های نیاکان خود را با کودکان در میان گذاشت.

the squaw danced gracefully at the festival.

او به طور ظریف در جشنواره رقصید.

the squaw gathered herbs from the forest for medicine.

او برای داروسازی گیاهان دارویی را از جنگل جمع کرد.

the squaw taught the younger generation about their culture.

او نسل جوان‌تر را در مورد فرهنگ خود آموزش داد.

the squaw's voice was soothing as she sang a lullaby.

صدای او آرامش بخش بود وقتی یک آهنگ مهدانی می‌خواند.

the squaw helped the children learn traditional crafts.

او به کودکان کمک کرد تا صنایع دستی سنتی را یاد بگیرند.

the squaw led the group in prayer before the meal.

او گروه را قبل از غذا در دعا هدایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید