squeaky clean
کاملا تمیز
squeaky door
در جیرجیردار
squeaky toy
اسباببازی جیرجیردار
a high, squeaky voice.
صدای بلند و جیغمان
their squeaky-clean home epitomizes this antiseptic respectability.
خانه تمیز و درخشان آنها نمونه ای از این احترام و رفتار باوقار ضدعفونی کننده است.
plates licked squeaky clean.
صفحهها کاملاً تمیز لیس خورده بودند.
politicians who are less than squeaky clean.
سیاستمدتانی که کمتر از پاکدست هستند.
Wainwright said in a squeaky, scared, unfatherly voice, "Close off the draft, I guess.
وینرایت با صدای جیغی، ترسیده و غیرپدری گفت: "سرویس را قطع کنید، حدس میزنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید