squints in sunlight
چشمک میکند در نور خورشید
squints at screen
چشمک میکند به صفحه نمایش
squints while reading
چشمک میکند هنگام خواندن
squints to see
چشمک میکند تا ببیند
squints in confusion
چشمک میکند با سردرگمی
squints at distance
چشمک میکند به دوردست
squints from glare
چشمک میکند از خیره شدن
squints in surprise
چشمک میکند با تعجب
squints during sunset
چشمک میکند در هنگام غروب خورشید
she squints at the bright sunlight.
او در برابر نور خورشید شدید چشمک میزند.
he squints to read the small print.
او برای خواندن حروف کوچک چشمک میزند.
the child squints while watching the movie.
بچه در حین تماشای فیلم چشمک میزند.
she squints in the distance to see who is coming.
او در دوردست برای دیدن چه کسی میآید چشمک میزند.
he always squints when he is concentrating.
وقتی تمرکز میکند همیشه چشمک میزند.
she squints at the computer screen.
او به صفحه نمایش کامپیوتر چشمک میزند.
he squints to identify the bird in the tree.
او برای شناسایی پرنده در درخت چشمک میزند.
the bright colors make her squint.
رنگهای روشن باعث میشوند او چشمک بزند.
when the wind blows, he squints against the dust.
وقتی باد میوزد، او برای محافظت از گرد و غبار چشمک میزند.
she squints at the map to find the right direction.
او برای پیدا کردن مسیر درست به نقشه چشمک میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید