squints

[ایالات متحده]/skwɪnts/
[بریتانیا]/skwɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع squint; یک نگاه
v. سوم شخص مفرد squint; به طور باریک نگاه کردن; نگاهی انداختن; از طریق یک سوراخ یا شکاف کوچک نگاه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

squints in sunlight

چشمک می‌کند در نور خورشید

squints at screen

چشمک می‌کند به صفحه نمایش

squints while reading

چشمک می‌کند هنگام خواندن

squints to see

چشمک می‌کند تا ببیند

squints in confusion

چشمک می‌کند با سردرگمی

squints at distance

چشمک می‌کند به دوردست

squints from glare

چشمک می‌کند از خیره شدن

squints in surprise

چشمک می‌کند با تعجب

squints during sunset

چشمک می‌کند در هنگام غروب خورشید

جملات نمونه

she squints at the bright sunlight.

او در برابر نور خورشید شدید چشمک می‌زند.

he squints to read the small print.

او برای خواندن حروف کوچک چشمک می‌زند.

the child squints while watching the movie.

بچه در حین تماشای فیلم چشمک می‌زند.

she squints in the distance to see who is coming.

او در دوردست برای دیدن چه کسی می‌آید چشمک می‌زند.

he always squints when he is concentrating.

وقتی تمرکز می‌کند همیشه چشمک می‌زند.

she squints at the computer screen.

او به صفحه نمایش کامپیوتر چشمک می‌زند.

he squints to identify the bird in the tree.

او برای شناسایی پرنده در درخت چشمک می‌زند.

the bright colors make her squint.

رنگ‌های روشن باعث می‌شوند او چشمک بزند.

when the wind blows, he squints against the dust.

وقتی باد می‌وزد، او برای محافظت از گرد و غبار چشمک می‌زند.

she squints at the map to find the right direction.

او برای پیدا کردن مسیر درست به نقشه چشمک می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید