quick glances
نگاههای سریع
fleeting glances
نگاههای گذرا
nervous glances
نگاههای عصبی
shared glances
نگاههای مشترک
knowing glances
نگاههای دانا
surprised glances
نگاههای متعجب
disapproving glances
نگاههای تایید ناپذیر
curious glances
نگاههای کنجکاوانه
suspicious glances
نگاههای مشکوک
long glances
نگاههای طولانی
she gave him quick glances during the meeting.
او در طول جلسه نگاههای سریع به او انداخت.
he caught her glances from across the room.
او نگاههای او را از آن طرف اتاق دید.
the teacher noticed the students' glances at each other.
معلم متوجه نگاه دانشآموزان به یکدیگر شد.
she exchanged glances with her friend before speaking.
او قبل از صحبت کردن نگاهی با دوستش مبادله کرد.
he often steals glances at his crush.
او اغلب نگاههای دزدکی به عشقش میاندازد.
they shared knowing glances during the presentation.
آنها در طول ارائه نگاههای آگاهانه با یکدیگر مبادله کردند.
she avoided his glances, feeling shy.
او از نگاههای او اجتناب کرد، احساس خجالت میکرد.
the couple exchanged loving glances at dinner.
آنها در هنگام شام نگاههای عاشقانه با یکدیگر مبادله کردند.
he gave her a few glances before finally approaching.
او قبل از اینکه بالاخره نزدیک شود، نگاهی به او انداخت.
she shot him glances that suggested her feelings.
او نگاههایی به او انداخت که نشان دهنده احساساتش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید