glances

[ایالات متحده]/ɡlɑːnsɪz/
[بریتانیا]/ɡlænsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد از نگاهی; به طور مختصر نگاه کردن; به طور مختصر درخشان بودن; مرور کردن; نگاهی به سرعت گرفتن; بازتاب نور
n. شکل جمع نگاهی

عبارات و ترکیب‌ها

quick glances

نگاه‌های سریع

fleeting glances

نگاه‌های گذرا

nervous glances

نگاه‌های عصبی

shared glances

نگاه‌های مشترک

knowing glances

نگاه‌های دانا

surprised glances

نگاه‌های متعجب

disapproving glances

نگاه‌های تایید ناپذیر

curious glances

نگاه‌های کنجکاوانه

suspicious glances

نگاه‌های مشکوک

long glances

نگاه‌های طولانی

جملات نمونه

she gave him quick glances during the meeting.

او در طول جلسه نگاه‌های سریع به او انداخت.

he caught her glances from across the room.

او نگاه‌های او را از آن طرف اتاق دید.

the teacher noticed the students' glances at each other.

معلم متوجه نگاه دانش‌آموزان به یکدیگر شد.

she exchanged glances with her friend before speaking.

او قبل از صحبت کردن نگاهی با دوستش مبادله کرد.

he often steals glances at his crush.

او اغلب نگاه‌های دزدکی به عشقش می‌اندازد.

they shared knowing glances during the presentation.

آنها در طول ارائه نگاه‌های آگاهانه با یکدیگر مبادله کردند.

she avoided his glances, feeling shy.

او از نگاه‌های او اجتناب کرد، احساس خجالت می‌کرد.

the couple exchanged loving glances at dinner.

آنها در هنگام شام نگاه‌های عاشقانه با یکدیگر مبادله کردند.

he gave her a few glances before finally approaching.

او قبل از اینکه بالاخره نزدیک شود، نگاهی به او انداخت.

she shot him glances that suggested her feelings.

او نگاه‌هایی به او انداخت که نشان دهنده احساساتش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید