squit it
آن را کنار بگذار
squit out
بیرون بیاور
squit down
بنشین
squit up
بالا بیا
squit away
دور کن
squit back
برگرد
squit in
وارد شو
squit through
از آن عبور کن
squit around
دور و بر را نگاه کن
squit together
با هم انجام بده
he tried to squit the water from his eyes.
او تلاش کرد آب را از چشمانش خارج کند.
the child began to squit at the funny clown.
کودک شروع به نگاه کردن به دلقک خنده دار کرد.
she squit with laughter at the silly joke.
او با خنده به شوخی احمقانه نگاه کرد.
don't squit when you see the surprise!
وقتی متوجه شگفتی می شوید، نگاه نکنید!
he couldn’t help but squit at the kitten’s antics.
او نتوانست جلوی نگاه کردن به شیطنت های بچه گربه را بگیرد.
she squit in delight when she opened her gift.
وقتی هدیهاش را باز کرد، با خوشحالی نگاه کرد.
they all squit when the magician performed his trick.
وقتی شعبده باز شعبده اش را انجام داد، همه نگاه کردند.
he tried not to squit during the serious meeting.
او سعی کرد در طول جلسه جدی نگاه نکند.
she squit at the idea of going skydiving.
او به ایده پرش با چتر در نظر نگاه کرد.
when he heard the news, he couldn't help but squit.
وقتی خبر را شنید، نتوانست جلوی نگاه کردن خود را بگیرد.
squit it
آن را کنار بگذار
squit out
بیرون بیاور
squit down
بنشین
squit up
بالا بیا
squit away
دور کن
squit back
برگرد
squit in
وارد شو
squit through
از آن عبور کن
squit around
دور و بر را نگاه کن
squit together
با هم انجام بده
he tried to squit the water from his eyes.
او تلاش کرد آب را از چشمانش خارج کند.
the child began to squit at the funny clown.
کودک شروع به نگاه کردن به دلقک خنده دار کرد.
she squit with laughter at the silly joke.
او با خنده به شوخی احمقانه نگاه کرد.
don't squit when you see the surprise!
وقتی متوجه شگفتی می شوید، نگاه نکنید!
he couldn’t help but squit at the kitten’s antics.
او نتوانست جلوی نگاه کردن به شیطنت های بچه گربه را بگیرد.
she squit in delight when she opened her gift.
وقتی هدیهاش را باز کرد، با خوشحالی نگاه کرد.
they all squit when the magician performed his trick.
وقتی شعبده باز شعبده اش را انجام داد، همه نگاه کردند.
he tried not to squit during the serious meeting.
او سعی کرد در طول جلسه جدی نگاه نکند.
she squit at the idea of going skydiving.
او به ایده پرش با چتر در نظر نگاه کرد.
when he heard the news, he couldn't help but squit.
وقتی خبر را شنید، نتوانست جلوی نگاه کردن خود را بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید