squits

[ایالات متحده]/skwɪt/
[بریتانیا]/skwɪt/

ترجمه

n. فردی با اهمیت کم؛ مزخرفات؛ صحبت‌های احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

squit it

آن را کنار بگذار

squit out

بیرون بیاور

squit down

بنشین

squit up

بالا بیا

squit away

دور کن

squit back

برگرد

squit in

وارد شو

squit through

از آن عبور کن

squit around

دور و بر را نگاه کن

squit together

با هم انجام بده

جملات نمونه

he tried to squit the water from his eyes.

او تلاش کرد آب را از چشمانش خارج کند.

the child began to squit at the funny clown.

کودک شروع به نگاه کردن به دلقک خنده دار کرد.

she squit with laughter at the silly joke.

او با خنده به شوخی احمقانه نگاه کرد.

don't squit when you see the surprise!

وقتی متوجه شگفتی می شوید، نگاه نکنید!

he couldn’t help but squit at the kitten’s antics.

او نتوانست جلوی نگاه کردن به شیطنت های بچه گربه را بگیرد.

she squit in delight when she opened her gift.

وقتی هدیه‌اش را باز کرد، با خوشحالی نگاه کرد.

they all squit when the magician performed his trick.

وقتی شعبده باز شعبده اش را انجام داد، همه نگاه کردند.

he tried not to squit during the serious meeting.

او سعی کرد در طول جلسه جدی نگاه نکند.

she squit at the idea of going skydiving.

او به ایده پرش با چتر در نظر نگاه کرد.

when he heard the news, he couldn't help but squit.

وقتی خبر را شنید، نتوانست جلوی نگاه کردن خود را بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید