stabilities

[ایالات متحده]/stəˈbɪlɪtiz/
[بریتانیا]/stəˈbɪlɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت پایدار یا محکم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

economic stabilities

ثبات‌های اقتصادی

political stabilities

ثبات‌های سیاسی

social stabilities

ثبات‌های اجتماعی

financial stabilities

ثبات‌های مالی

market stabilities

ثبات‌های بازار

environmental stabilities

ثبات‌های زیست‌محیطی

institutional stabilities

ثبات‌های نهادی

regional stabilities

ثبات‌های منطقه‌ای

systemic stabilities

ثبات‌های سیستمی

global stabilities

ثبات‌های جهانی

جملات نمونه

the stabilities of the market are crucial for investors.

ثبات بازار برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است.

we need to analyze the stabilities of different systems.

ما نیاز داریم ثبات سیستم‌های مختلف را تجزیه و تحلیل کنیم.

stabilities in relationships can lead to long-term happiness.

ثبات در روابط می‌تواند منجر به خوشبختی طولانی‌مدت شود.

the stabilities of the structures were tested after the earthquake.

ثبات سازه‌ها پس از زلزله آزمایش شد.

economic stabilities are influenced by various factors.

ثبات اقتصادی تحت تأثیر عوامل مختلف قرار دارد.

stabilities in nature are essential for ecological balance.

ثبات در طبیعت برای حفظ تعادل اکولوژیکی ضروری است.

we must ensure the stabilities of our financial systems.

ما باید از ثبات سیستم‌های مالی خود اطمینان حاصل کنیم.

the stabilities of the team dynamics contributed to their success.

ثبات در پویایی گروه به موفقیت آنها کمک کرد.

research on the stabilities of chemical compounds is ongoing.

تحقیقات در مورد ثبات ترکیبات شیمیایی در حال انجام است.

stabilities in governance are key to national development.

ثبات در حکومت برای توسعه ملی کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید