stableboys

[ایالات متحده]/ˈsteɪbəlbɔɪ/
[بریتانیا]/ˈsteɪbəlˌbɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پسری که به مراقبت از اسب‌ها مشغول است؛ خدمتکار اسب

عبارات و ترکیب‌ها

stableboy duties

وظایف نگهداری از اسطبل

stableboy chores

کارهای اسطبل

stableboy job

شغل نگهداری اسطبل

stableboy training

آموزش نگهداری اسطبل

stableboy care

مراقبت اسطبل

stableboy tasks

وظایف اسطبل

stableboy responsibilities

مسئولیت‌های نگهداری اسطبل

stableboy position

موقعیت نگهدانی اسطبل

stableboy skills

مهارت‌های نگهداری اسطبل

stableboy experience

تجربه نگهداری اسطبل

جملات نمونه

the stableboy took care of the horses every morning.

او هر روز صبح از اسب‌ها مراقبت می‌کرد.

being a stableboy requires hard work and dedication.

او بودن یک گله‌دار نیاز به کار سخت و تعهد دارد.

the stableboy learned how to groom the horses properly.

گله‌دار یاد گرفت که چگونه به درستی از اسب‌ها مراقبت کند.

after a long day, the stableboy was exhausted.

بعد از یک روز طولانی، گله‌دار خسته بود.

the stableboy enjoyed spending time with the animals.

گله‌دار از گذراندن وقت با حیوانات لذت می‌برد.

he aspired to become a professional rider after being a stableboy.

او بعد از اینکه گله‌دار بود، به یک سوارکار حرفه‌ای تبدیل شدن را آرزو می‌کرد.

the stableboy was responsible for feeding the animals.

گله‌دار مسئول تغذیه حیوانات بود.

every stableboy must learn the basics of horse care.

هر گله‌داری باید اصول اولیه مراقبت از اسب‌ها را یاد بگیرد.

the stableboy quickly became friends with the horses.

گله‌دار به سرعت با اسب‌ها دوست شد.

his dream was to own a stable after working as a stableboy.

رویای او این بود که بعد از کار کردن به عنوان گله‌دار، صاحب اصطبل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید