stags

[ایالات متحده]/stæɡz/
[بریتانیا]/stæɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوزن نر بالغ (جمع stag)؛ سفته‌بازان در سهام جدید
v. سوم شخص مفرد stag

عبارات و ترکیب‌ها

stags party

جشن شکار

stags night

شب شکار

stags do

انجام شکار

stags weekend

آخر هفته شکار

stags hunt

شکار گوزن

stags run

دویدن گوزن

stags gathering

گرد همی گوزن‌ها

stags league

لیگ گوزن‌ها

stags group

گروه گوزن‌ها

stags adventure

ماجراجویی گوزن‌ها

جملات نمونه

stags often gather in groups during the mating season.

گوزن‌ها اغلب در طول فصل جفت‌گیری در گروه‌ها جمع می‌شوند.

the stags were grazing peacefully in the meadow.

گوزن‌ها به آرامی در چمنزار چرا می‌کردند.

during the autumn, stags shed their antlers.

در طول پاییز، گوزن‌ها شاخ‌های خود را می‌ریزند.

wildlife photographers often capture images of stags.

عکاسان حیات وحشی اغلب تصاویری از گوزن‌ها ثبت می‌کنند.

stags are known for their impressive antlers.

گوزن‌ها به خاطر شاخ‌های چشمگیرشان شناخته می‌شوند.

in some cultures, stags symbolize strength and power.

در برخی فرهنگ‌ها، گوزن‌ها نماد قدرت و توانایی هستند.

the stags were seen fighting for dominance.

گوزن‌ها در حال مبارزه برای برتری دیده می‌شدند.

stags can be found in various habitats around the world.

گوزن‌ها را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

many people enjoy watching stags during the rutting season.

بسیاری از مردم از تماشای گوزن‌ها در طول فصل جفت‌گیری لذت می‌برند.

stags communicate through vocalizations and body language.

گوزن‌ها از طریق صداها و زبان بدن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید