stait

[ایالات متحده]/steɪt/
[بریتانیا]/steɪt/

ترجمه

n. نام شخصی؛ یک نام خانوادگی از مبدأ رومانیایی
شکل‌های واژه
جمعstaits

جملات نمونه

the ship entered the narrow stait with caution.

کشتی با احتیاط به دریاچه باریک وارد شد.

strong currents often flow through this stait.

جریانات قوی اغلب از این دریاچه عبور می‌کنند.

we sailed across the rough stait all night.

ما تمام شب از این دریاچه خشن عبور کردیم.

the two countries are separated by a wide stait.

دو کشور توسط یک دریاچه گسترده از هم جدا شده‌اند.

heavy fog delayed our passage through the stait.

بخار گرم عبور ما از دریاچه را به تاخیر انداخت.

this stait serves as a major shipping lane.

این دریاچه به عنوان یکی از مسیرهای اصلی حمل و نقل عمل می‌کند.

fishermen gathered at the mouth of the stait.

صیادان در دهانه دریاچه جمع شدند.

control of the strategic stait was vital.

کنترل این دریاچه استراتژیک حیاتی بود.

the islands are located within the stait.

جزایر درون دریاچه قرار دارند.

they planned to swim across the stait tomorrow.

آن‌ها برنامه‌ریزی کردند که فردا از دریاچه پایش کنند.

the water in the stait is remarkably clear.

آب در دریاچه به طور قابل توجهی واضح است.

navigating the stait requires an experienced captain.

عبور از دریاچه نیاز به یک کپیتان تجربه‌دار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید