sparkling stardusts
ستارههای دنبالهدار درخشان
cosmic stardusts
ستارههای دنبالهدار کیهانی
magical stardusts
ستارههای دنبالهدار جادویی
twinkling stardusts
ستارههای دنبالهدار چشمکزن
dreamy stardusts
ستارههای دنبالهدار رویایی
celestial stardusts
ستارههای دنبالهدار سماوی
ethereal stardusts
ستارههای دنبالهدار فرازمینی
radiant stardusts
ستارههای دنبالهدار تابناک
glittering stardusts
ستارههای دنبالهدار براق
ancient stardusts
ستارههای دنبالهدار باستانی
the night sky was filled with stardusts.
آسمان شب با غبار ستارگان پر شده بود.
she believed that stardusts held magical properties.
او معتقد بود که غبار ستارگان دارای خواص جادویی هستند.
they collected stardusts from the meteor shower.
آنها غبار ستارگان را از بارش شهابی جمع آوری کردند.
his dreams were made of stardusts and wishes.
رویاهای او از غبار ستارگان و آرزوها تشکیل شده بود.
stardusts sparkled in the moonlight.
غبار ستارگان در نور ماه می درخشید.
she sprinkled stardusts over her artwork.
او غبار ستارگان را روی اثر هنری خود پاشید.
he felt a connection to the stardusts of the universe.
او ارتباطی با غبار ستارگان جهان احساس کرد.
stardusts remind us of our place in the cosmos.
غبار ستارگان ما را از جایگاه خود در کیهان آگاه می کند.
the children imagined they were made of stardusts.
کودکان تصور می کردند که از غبار ستارگان ساخته شده اند.
they danced under a sky full of stardusts.
آنها در حالی که آسمانی پر از غبار ستارگان وجود داشت، رقصیدند.
sparkling stardusts
ستارههای دنبالهدار درخشان
cosmic stardusts
ستارههای دنبالهدار کیهانی
magical stardusts
ستارههای دنبالهدار جادویی
twinkling stardusts
ستارههای دنبالهدار چشمکزن
dreamy stardusts
ستارههای دنبالهدار رویایی
celestial stardusts
ستارههای دنبالهدار سماوی
ethereal stardusts
ستارههای دنبالهدار فرازمینی
radiant stardusts
ستارههای دنبالهدار تابناک
glittering stardusts
ستارههای دنبالهدار براق
ancient stardusts
ستارههای دنبالهدار باستانی
the night sky was filled with stardusts.
آسمان شب با غبار ستارگان پر شده بود.
she believed that stardusts held magical properties.
او معتقد بود که غبار ستارگان دارای خواص جادویی هستند.
they collected stardusts from the meteor shower.
آنها غبار ستارگان را از بارش شهابی جمع آوری کردند.
his dreams were made of stardusts and wishes.
رویاهای او از غبار ستارگان و آرزوها تشکیل شده بود.
stardusts sparkled in the moonlight.
غبار ستارگان در نور ماه می درخشید.
she sprinkled stardusts over her artwork.
او غبار ستارگان را روی اثر هنری خود پاشید.
he felt a connection to the stardusts of the universe.
او ارتباطی با غبار ستارگان جهان احساس کرد.
stardusts remind us of our place in the cosmos.
غبار ستارگان ما را از جایگاه خود در کیهان آگاه می کند.
the children imagined they were made of stardusts.
کودکان تصور می کردند که از غبار ستارگان ساخته شده اند.
they danced under a sky full of stardusts.
آنها در حالی که آسمانی پر از غبار ستارگان وجود داشت، رقصیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید