stargazer

[ایالات متحده]/ˈstɑːˌɡeɪzər/
[بریتانیا]/ˈstɑrˌɡeɪzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که ستاره‌ها را مشاهده می‌کند؛ یک طالع‌بین؛ یک ستاره‌شناس

عبارات و ترکیب‌ها

stargazer club

باشگاه ستاره‌نگری

stargazer dreams

رویاهای ستاره‌نگری

stargazer guide

راهنمای ستاره‌نگری

stargazer night

شب ستاره‌نگری

stargazer telescope

تلسکوپ ستاره‌نگری

stargazer journey

سفر ستاره‌نگری

stargazer perspective

دیدگاه ستاره‌نگری

stargazer event

رویداد ستاره‌نگری

stargazer experience

تجربه ستاره‌نگری

stargazer community

جامعه ستاره‌نگری

جملات نمونه

the stargazer admired the beauty of the night sky.

ستاره‌شناس از زیبایی آسمان شب تحسین کرد.

as a stargazer, i love to learn about constellations.

به عنوان یک ستاره‌شناس، من عاشق یادگیری درباره ستارگان هستم.

the stargazer used a telescope to observe distant planets.

ستاره‌شناس از تلسکوپ برای مشاهده سیارات دوردست استفاده کرد.

many stargazers gather at the observatory during meteor showers.

بسیاری از ستاره‌شناسان در طول بارش شهابی در رصدخانه گرد هم می‌آیند.

the stargazer took notes on the different stars they spotted.

ستاره‌شناس یادداشت‌هایی در مورد ستارگان مختلفی که مشاهده کرد، یادداشت کرد.

being a stargazer requires patience and curiosity.

ستاره‌شناسی صبر و کنجکاوی می‌طلبد.

the stargazer shared their findings with fellow astronomy enthusiasts.

ستاره‌شناس یافته‌های خود را با علاقه‌مندان دیگر نجوم به اشتراک گذاشت.

at the festival, the stargazer presented a talk on celestial events.

در جشنواره، ستاره‌شناس در مورد رویدادهای آسمانی صحبت کرد.

the stargazer enjoyed peaceful nights under the stars.

ستاره‌شناس از شب‌های آرام زیر ستارگان لذت برد.

every stargazer has their favorite celestial object to observe.

هر ستاره‌شناس شیء آسمانی مورد علاقه خود را برای مشاهده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید