observer pattern
الگوی ناظر
observer status
وضعیت ناظر
observers of the political scene.
ناظران صحنه سیاسی.
to a casual observer, he was at peace.
از نظر یک ناظر غیررسمی، او در صلح بود.
acute observers of the human comedy.
ناظران دقیق سیرک انسانی.
a controller, not an observer of events.
مدیر، نه ناظر بر وقایع.
an observer of local customs; observers of religious holidays.
ناظری بر آداب و رسوم محلی؛ ناظران تعطیلات مذهبی.
explanations which are uncoloured by the observer's feelings.
توضیحاتی که تحت تأثیر احساسات ناظر قرار نگرفتهاند.
political observers who acquire authority with age.
ناظران سیاسی که با افزایش سن اقتدار به دست میآورند.
a voracious observer of the political scene;
ناظری حریص صحنه سیاسی;
Observers predicted an early end to the negotiations.
ناظران پیشبینی کردند که مذاکرات به زودی پایان یابد.
to the casual observer, rugby looks something like football.
برای ناظر عادی، راگبی چیزی شبیه فوتبال به نظر میرسد.
observers sent to look for the men came under heavy fire.
ناظرانی که برای یافتن مردان فرستاده شدند، مورد آتش سنگین قرار گرفتند.
some observers expect interest rates to rise.
برخی از ناظران انتظار دارند نرخ بهره افزایش یابد.
the casual observer might easily think themself back in 1945.
ناظر عادی ممکن است به راحتی خود را در سال 1945 تصور کند.
Some simpleminded observers fear that foreign enterprise will dominate government circles.
برخی از ناظران سادهلوح نگرانند که فعالیتهای تجاری خارجی دایرههای دولتی را تحت سلطه درآورد.
the observer interprets what he sees in terms of his own cultural frame of reference.
ناظر آنچه را که میبیند، بر اساس چارچوب فرهنگی خود تفسیر میکند.
an acute observer of politics and politicians. See also Synonyms at fashionable
یک ناظر دقیق بر سیاست و سیاستمداران. همچنین به مترادفها در بخش مد مراجعه کنید
Some military observers fear the US could get entangled in another war.
برخی از ناظران نظامی میترسند که ایالات متحده ممکن است در جنگ دیگری درگیر شود.
Some of the observer errors associated with timing over a measured length may be overcome by the use of the enoscope.
برخی از خطاهای ناظر مرتبط با زمانبندی در طول یک طول اندازهگیری شده ممکن است با استفاده از انوسکوپ رفع شوند.
Heinlein's “Stranger in a Strange Land” that connotes understanding someone so totally that the observer becomes one with the observed.
«غریبه در سرزمین بیگانه» هاینلین که نشاندهنده درک کسی به طور کامل است به طوری که ناظر به یک با مشاهده شده تبدیل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید