starlets

[ایالات متحده]/ˈstɑːlɪts/
[بریتانیا]/ˈstɑːrlɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازیگران جوان که در حال مشهور شدن هستند؛ ستاره‌های زن جوان

عبارات و ترکیب‌ها

rising starlets

ستارگان در حال ظهور

young starlets

ستارگان جوان

famous starlets

ستارگان مشهور

aspiring starlets

ستارگان جاه‌طلب

hollywood starlets

ستارگان هالیوود

talented starlets

ستارگان با استعداد

fashionable starlets

ستارگان مد روز

popular starlets

ستارگان محبوب

upcoming starlets

ستارگان آینده‌دار

child starlets

ستارگان کودک

جملات نمونه

many starlets dream of making it big in hollywood.

بسیاری از ستاره‌ها رویای رسیدن به جایگاه بزرگ در هالیوود را دارند.

starlets often attend red carpet events to gain exposure.

ستارگان اغلب در رویدادهای فرش قرمز شرکت می‌کنند تا توجه را به خود جلب کنند.

some starlets struggle with the pressure of fame.

برخی از ستارگان با فشار شهرت دست و پنجه نرم می‌کنند.

starlets are often featured in gossip magazines.

ستارگان اغلب در مجلات غیبت به تصویر کشیده می‌شوند.

many starlets start their careers in television shows.

بسیاری از ستارگان شروع به کار خود در برنامه‌های تلویزیونی می‌کنند.

starlets frequently collaborate with established actors.

ستارگان اغلب با بازیگران شناخته شده همکاری می‌کنند.

some starlets have transitioned into successful producers.

برخی از ستارگان به تولیدکنندگان موفق تبدیل شده‌اند.

starlets often face intense competition in the industry.

ستارگان اغلب با رقابت شدید در این صنعت روبرو هستند.

fashion designers frequently dress starlets for events.

طراحان مد اغلب ستارگان را برای رویدادها لباس می‌کنند.

many starlets are active on social media to connect with fans.

بسیاری از ستارگان در رسانه‌های اجتماعی فعال هستند تا با طرفداران ارتباط برقرار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید