statehouse

[ایالات متحده]/ˈsteɪthaʊs/
[بریتانیا]/ˈsteɪthaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی که یک قانون‌گذاری ایالتی در آن ملاقات می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

statehouse meeting

جلسه خانه ایالت

statehouse budget

بودجه خانه ایالت

statehouse session

نشست خانه ایالت

statehouse vote

رای گیری خانه ایالت

statehouse committee

کمیته خانه ایالت

statehouse hearing

گوش دادن خانه ایالت

statehouse proposal

پیشنهاد خانه ایالت

statehouse legislation

قانونگذاری خانه ایالت

statehouse officials

مسئولین خانه ایالت

statehouse press

رسانه خانه ایالت

جملات نمونه

the governor gave a speech at the statehouse.

والی در ساختمان ایالتی سخنرانی کرد.

protests were held outside the statehouse.

تظاهراتی در خارج از ساختمان ایالتی برگزار شد.

the statehouse is a historic building.

ساختمان ایالتی یک ساختمان تاریخی است.

legislators gathered in the statehouse to discuss new laws.

قانونگذاران برای بحث در مورد قوانین جدید در ساختمان ایالتی گرد هم آمدند.

the statehouse is located in the capital city.

ساختمان ایالتی در شهر پایتخت واقع شده است.

citizens can attend sessions at the statehouse.

شهروندان می توانند در جلسات ساختمان ایالتی شرکت کنند.

renovations are planned for the old statehouse.

برای ساختمان ایالتی قدیمی برنامه های بازسازی در نظر گرفته شده است.

the statehouse serves as the center of government.

ساختمان ایالتی به عنوان مرکز دولت خدمت می کند.

visitors can tour the statehouse on weekends.

بازدیدکنندگان می توانند در آخر هفته ها از ساختمان ایالتی بازدید کنند.

security is tight around the statehouse during elections.

در طول انتخابات امنیت در اطراف ساختمان ایالتی بسیار محکم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید