statuettes

[ایالات متحده]/ˌstætʃuˈɛts/
[بریتانیا]/ˌstætʃuˈɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجسمه‌ها یا شکل‌های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

small statuettes

مجسمه‌های کوچک

ceramic statuettes

مجسمه‌های سرامیکی

decorative statuettes

مجسمه‌های تزئینی

wooden statuettes

مجسمه‌های چوبی

collectible statuettes

مجسمه‌های کلکسیونی

antique statuettes

مجسمه‌های عتیقه

handmade statuettes

مجسمه‌های دست‌ساز

glass statuettes

مجسمه‌های شیشه‌ای

figurine statuettes

مجسمه‌های فیگورین

bronze statuettes

مجسمه‌های برنزی

جملات نمونه

she collects beautiful statuettes from around the world.

او مجسمه‌های زیبا از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کند.

the museum displayed ancient statuettes in a special exhibition.

موزه مجسمه‌های باستانی را در یک نمایشگاه ویژه به نمایش گذاشت.

he gifted her a pair of elegant statuettes for her birthday.

او به مناسبت تولدش یک جفت مجسمه ظریف به او هدیه داد.

these statuettes are made of fine porcelain.

این مجسمه‌ها از چینی مرغوب ساخته شده‌اند.

she arranged the statuettes on the shelf in a creative way.

او مجسمه‌ها را به روشی خلاقانه روی قفسه قرار داد.

the artist is known for his intricate statuettes.

هنرمند به خاطر مجسمه‌های پیچیده خود مشهور است.

statuettes can serve as great conversation starters.

مجسمه‌ها می‌توانند شروع‌کننده مکالمات خوبی باشند.

they found several ancient statuettes during the excavation.

آنها در حین کاوش چندین مجسمه باستانی پیدا کردند.

her collection of statuettes reflects her love for art.

مجموعه مجسمه‌های او نشان‌دهنده علاقه او به هنر است.

statuettes often depict historical figures or mythical creatures.

مجسمه‌ها اغلب چهره‌های تاریخی یا موجودات افسانه‌ای را به تصویر می‌کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید